ناصر خسرو

52

جامع الحكمتين ( فارسى )

چگونه روا باشد ؟ و هوس « 1 » مخلوق را نشايد ، خالق را چگونه شايد ؟ « 2 » اين [ a 16 ] فريق « 3 » مخلوقات را ناشناخته قصد معرفت خالق كرده‌اند ، و خويشتن را « 4 » بهوس‌ها « 5 » و تفكّرهاء باطل خويش اندر آتش همىافكند ، بدانچ از فرمودهاء « 6 » خداى تعالى و وارث رسول او روى گردانيدند « 7 » . . 3 قول متكلّمان مذهب اعتزال اندر توحيد ( 47 ) توحيد متكلّمان مذهب اعتزال آنست كه گفتند : نخست چيزى ( كه ) بر مردم واجب است ، شناخت خداى است ، از بهر آنك اندر شناخت « 8 » خداى مردم را رغبت است بكارهاء ستوده ، و پرهيز است از چيزهاء زشت و نكوهيده ، از بهر آنك چو مردم دانست كه مر او را صانع است و بودش او بصنع صانعى حكيم است ، و تكليفهاء دينى را بر خويشتن واجب كرده بيند ، اندر كارهاء ستوده رغبت كند « 9 » ، و از زشتيها « 10 » بپرهيزد . و ما گوييم اين قاعده‌اى نيكوست عقلى اندر ايجاب معرفت خداى بر خويشتن . ( 48 ) آنگاه گفتند اين گروه كه شناخت « 11 » خداى نه بضرورت حاصل آيد و نه بتقليد ، از بهر آنك اگر خلق را شناخت خداى بضرورت آمدى ، همهء خلق اندر معرفت خداى يكسان بودندى ، چنانك اندر معرفت دفع كردن گرسنگى بطعام « 12 » ، و معرفت دفع كردن تشنگى به آب - كه آن ضرورى است همهء

--> ( 1 ) و هوس : و هو A ( 2 ) شايد : شناسد A ( 3 ) فريق : طريق A ( 4 ) خويشتن را : خوشتن را A ( 5 ) بهوسها : بهوسهاء A ( 6 ) از فرمودهاء : ازدهاى A ( 7 ) گردانيدند : كردانيده A ( 8 ) شناخت : شناخته A ( 9 ) كند : گنند A ( 10 ) زشتيها : زشتيهاء A ( 11 ) شناخت : بشناخت A ( 12 ) بطعام : و طعام A