ناصر خسرو

مقدمه 7

جامع الحكمتين ( فارسى )

با اين حال ازين بيت از اشعار امير مزبور كه ناصر خسرو در جامع الحكمتين ( صفحهء 16 ) نقل كرده صريحا بر مىآيد كه اسم او على و نام پدر وى اسد است : على بن اسد چنين گويد * كين جهان سربسر غم و تعبست « 1 » . بنا بر آنچه گفته شد نام و القاب كامل و نسب اين امير بدخشان ، عين الدّولة والدين ، زين الملّة ، فخر الأمّة ، شمس الاعلى ( يا شمس الاعالى ) ، ابو المعالى ، علىّ بن اسد بن حارث ، مولى امير المؤمنين است . امير مزبور نسبت بناصر خسرو علاقه و احترام دينى داشته و مصنّف در صفحهء 17 گويد : « قصيده‌اى را كه گفته بود خواجه ابو الهيثم . . . نزديك من فرستاد و از من درخواست بوجه تشفّع و تضرّع و تقرّب - آنك بسيار كسان را از امرا و سلاطين و رؤساى دنياوى همى همال خويش نداشت - و بنيكوتر الفاظى و نرم‌تر قولى التماس كرد تا سؤالاتى كه اندر آن قصيده است بنام او حلّ كرده شود . . . » در صفحهء 17 كتاب حاضر در باب اين امير آمده : « و با اين ممادح و مناقب متديّن است » و در صفحهء 18 : « بزرگى يافتم كه با ولايت دنياوى همى مراحل ولايت دين را بشناسد ، و ملك و ميراث با آنچ او مر آن را بقهر از اعداى اسلاف اشراف خويش بستدست ، ( او را ) همى از طلب علم دين و بصاير و حقايق مشغول نتواند كردن . » و در صفحهء 314 مؤلّف پس از ذكر نام و نسب امير مزبور چنين دعا كند : « خداى تعالى ولايت دينى و دنياوى او را بسلامت عاجل و سعادت آجل پيوند داد و توفيقش بر احياء علم و حكمت و اثبات حقّ و حقيقت و اعزاز جدّ و بصيرت بيفزاياد ! كه من بعمر دراز خويش اندر فراخ زمين خداى سبحانه جز او كسى نديدم كه با اقبال دنيا بوى ، آن كس طلب ذخاير علمى و دفاين دينى و خزاين صدقى ( كند ) . » بديهى است كه امير مزبور ميبايست پيرو آيين اسماعيليّه باشد تا بناصر خسرو ارادت ورزد و جواب سؤالات ابو الهيثم را - كه آن هم چنان كه از متن بر مىآيد جنبهء

--> ( 1 ) در اين صورت ترجيح « علىّ بن احمد » و احتمال اينكه « اين علىّ بن احمد پسر و جانشين احمد بن على امير يا والى بدخشان باشد كه بنا بقول ابو الفضل بيهقى ( چاپ اوّل طهران ص 246 ) در سنهء 422 سلطان مسعود غزنوى را در بدخشان پذيرايى كرد » [ رك : مقدمهء ديوان ناصر خسرو ص نا - نب ] از بين ميرود .