ناصر خسرو

16

جامع الحكمتين ( فارسى )

ادب ( و ) دانش از اديب اكنون * خوار ، ور چند مرد با ادبست ناكسان پيشگاه و كامروا * فاضلان « 1 » دور مانده ، وين عجبست سبب اين همه نداند كس * جز همان كو مسبّب سببست على بن اسد چنين گويد : * كين جهان سر بسر غم و تعبست ( 20 ) و هيچ كس كتابى نكرد اندر چون و چراى آفرينش ، از بهر آنك از آن پنج علّت - « 2 » كه هر كتابى را پيش ازين ثابت كرديم كه ببايد « 3 » - زايل ( شد ) جويندهء اين علم كآن علّت تماميست ؛ و ديگر گويندهء اين علم كو علّت فاعله است ، و بزوال اين دو علّت از اهل اين زمين ( علم دين ) زايل شد . و كس نماند بدين زمين كه ياد كرديم كه علم دين حقّ را - كه آن از نتايج روح القدس است - با علم آفرينش - كآن از علايق « 4 » فلسفه است - جمع توانست كردن ، از بهر آنكه فيلسوف مرين علما « 5 » لقبان را بمنزلت ستوران انگاشت ، و دين اسلام را از جهل ايشان خوار گرفت ؛ و اين علما لقبان مر فيلسوف را كافر گفتند ، تا نه دين حقّ ماند بدين زمين و نه فلسفه ، و تا فيلسوف متديّن نباشد « 6 » ( . . . ) و چون من از حضرت مقدّسهء نبوى امامى - زاد اللّه تقديسها « 7 » - بفرمان امام حقّ ، و فرزند رسول مصطفى ، و وارث مقام جدّ خويش ، و خازن حكمت حكيم عليم ، معدّ « 8 » ابى تميم ، الامام امير المؤمنين - صلوات

--> ( 1 ) فاضلان ( فروزانفر ) : قاصدان A ( 2 ) از بهر آنك از آن پنج علت : از بهر آنك در علت از آنج بنج A ( 3 ) ببايد : بيايد A ( 4 ) علايق : + از A ( مكرر است ) ( 5 ) علما لقبان را : علما القبان را A . رجوع بصفحهء 11 شود ( 6 ) متدين نباشد ( . . . ) : خبر جمله حذف شده ( 7 ) زاد اللّه تقديسها : زاده اللّه و تقديسها A ( 8 ) معد : سعد A