ناصر خسرو

8

جامع الحكمتين ( فارسى )

( 12 ) و بجاى خويش اندرين كتاب ازين معنى سخن بشرح گوييم كه هر كتابى را كه تأليف كرده شود همين پنج علّت لازم است : نخست علّت فاعله و اين مؤلّف كتاب باشد ؛ و ديگر علّت آلتى و آن قلم و كارد است ؛ و سه ديگر علّت هيولانى و آن كاغذ و حبر « 1 » است ؛ و چهارم علّت صورتى و آن سخن و خطبست ؛ و پنجم علّت تمامى و آن رسانيدن آن علم است كه اندر آن كتاب است بجوينده ؛ و علّت همهء علّتها كه فزون از علّت فاعله است ، اين علّت تمامى است كه ياد كرديم ، از بهر آنك مؤلّف كتاب و مصنّف معانى و مرتّب الفاظ آنچ كند ، از بهر آن كند تا جويندهء آن علم - كو همىنداند - بدان برسد « 2 » بدانچ همىنداند . و اگر عدل ناپسنديدن ستم است بر مظلوم ، پس جاهل را بعلم رسانيدن بزرگتر عدلست ، از بهر آنك جهل ستمى ظاهر است ؛ و اگر از آنچ ما را بدان دست رس باشد مستحقّى « 3 » را بهره دادن احسانيست ، و اگر مر خويشاوندان را از مال خويش چيزكى دادن فرمان خداى است - خويشان ما مردمانند از جملهء حيوان - پس مر ايشان را از علم - كه انسانيّت آنست - نصيبى دادن طاعت خدايست ، چنانك فرمود مر رسول خويش را [ b 3 ] بدين آيت : « 4 » قوله « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى . » « 5 » و اين همه صفت رسول ( است ) ، و ما را آگاه كرد كاين سه كار كه همىكنم مرا « 6 » خداى فرموده است . وز بهر آن مر هر حادثى را حكما اين پنج علّت ثابت كردند ، كه هرگاه كزين پنج علّت يكى زايل شود اين حادثه پديد نيايد ، اعنى اگر درودگر را دست‌افزار « 7 » و چوب

--> ( 1 ) حبر : جبر A ( 2 ) برسد : پرسد و A ( 3 ) مستحقى را : مستخفى را A ( 4 ) بدين آيت : بدين است A ( 5 ) سورهء 16 ( النحل ) آيهء 92 ( 6 ) مرا : مر A ( 7 ) افزار : افراز A