ناصر خسرو

4

جامع الحكمتين ( فارسى )

( 6 ) و سپاس داريم مر او را جلّ ثناؤه بر آنك ما را « 1 » اندر اين عالم لذّت زندگانى و تندرستى و شدّت بيمارى و مرگ بچشانيد « 2 » ، تا ما بدين عطاء او كه خردست بدانستيم كه مر او را سبحانه يكى خزينهء نعمت بىنهايت است و يكى خزينهء شدّت بغايت ، و اين لذّتها كه ما همى اينجا بيابيم جزويّاتست از آن كلّيّات ، چنانك همىگويد : قوله « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . » « 3 » و بىگمان شديم كه بازگشت ما - اگر امروز ما مطيع و نيكوكار باشيم - فردا بدان خزينهء راحت بىشدّت بود « 4 » ، و راست‌گوى دانستيمش بدين قول كه گفت : قوله « إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ، وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ . » « 5 » و اگر از جزويّات لذّات حسّى و دردهاء جسدى ما را اندرين سراى نچشانيدى « 6 » ، ما ندانستيمى كه مر او را سبحانه معدن نعمتهاء كلّى است كآن بهشت است ، و نيز معدن شدّتهاء كلّى است كآن دوزخ است . ( 7 ) سپاس مر آن حكيم را كه درد و بيمارى و مرگ بر ما ازو سبحانه همچون زندگانى و تندرستى و نعمت اندرين سراى فنا « 7 » حكمت است ؛ و ما اندر حال نعمت و صحّت مر او را شكر همىكنيم ، و اندر حال رنج و شدّت فرياد ازو همىجوييم ، چنانك اندر كتاب عزيز اوست : قوله « وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ( ثُمَّ ) إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ . » « 8 »

--> ( 1 ) ما را : مرا A ( 2 ) بچشانيد : بخشانيد A ( 3 ) سورهء 15 ( الحجر ) آيهء 21 ( 4 ) راحت بىشدت : شدت بىراحت A ( 5 ) سورهء 82 ( الانفطار ) آيهء 13 - 14 ( 6 ) نچشانيدى : بخشايندى A ( 7 ) فنا : فناى A ( 8 ) سورهء 16 ( النحل ) آيهء 55 .