ناصر خسرو

مقدمه 19

جامع الحكمتين ( فارسى )

12 . - قطعه‌اى در رثاى ناصر خسرو در پايان اين مقدّمه قطعه‌اى را كه در رثاى ناصر خسرو و منسوب ببرادر اوست نقل ميكنيم . اين قطعه در مجموعه‌اى متعلّق بكتابخانهء ملّى پاريس بنشانى نسخ عربى شمارهء 3423 آمده « 1 » ، و مصدّر بمقدّمه ايست اينچنين : تاريخ وفاة السّيّد العارف الحكيم ناصر بن خسرو رحمه اللّه صبيحة يوم الجمعة الثّامن و العشرين من ربيع الأوّل سنة ثمان و ثلثين و اربعمائة « 2 » بغار يمكان من مواضع بدخشان ، لاخيه السّيّد العارف الفاضل سعيد بن خسرو « 3 » فى مرثيته رحمهما اللّه . طويت بلاد اللّه علّمت حكمة * و صيّرت بين النّاس قرما ممجّدا ظفرت معالى الامر قسرا و قدرة * و سخّرت ارواح السّماء مقيّدا و قد قفت « 4 » بيلاغوس « 5 » بأسوإ حاله « 6 » * و الزمت افلاطوس « 7 » لهفا مسدّدا تحلّيت بالتّقوى و ما يعترى بها * و رقّيت معراج السّلاطين بالنّدى و جاهدت خمسا و عشرين ليلة « 8 » * و سافرت بالابطاح كالطّير تغتدي ملأت الدّنا بالمدح و الذّمّ شاهدا « 9 » * و صادفت مأمول البريّة سرمدا فاسكنت غور الغار غير مغاير « 10 » * سوى رحمة اللّه الكريم و قد بدا

--> ( 1 ) صفحهء شامل اين قطعه را آقاى ژرژ واژدا ( Georges Vajda ) در اختيار ما گذاشته است . رجوع بمقدّمهء فرانسوى همين كتاب شود . ( 2 ) تاريخ فوق صحيح نيست ، چه وفات ناصر خسرو باقرب احتمالات در سنهء 481 اتفاق افتاده . رك : مقدّمهء ديوان ناصر خسرو بقلم آقاى تقىزاده ص مد - مو . آقاى تقىزاده پس از ملاحظهء اين اشعار چنين يادداشت كرده‌اند : « اگر اشعار سست و بىمعنى نبود ممكن بود تاريخ ثمان و ثلثين و أربعمائة را تصحيفى از ثلث و ثمانين و اربعمائة فرض كرد . » ( 3 ) ما از دو برادر ناصر خسرو - كه يكى ابو الفتح عبد الجليل نام و كنيه داشته و در خدمت وزير سلاجقه بود و ديگرى همسفر ناصر در سفر حجاز و مصر بود كه « سرگذشت شخصى » او را « ابو سعيد » مينامد - اطلاع داريم ( تقىزاده . مقدّمهء ديوان ناصر خسرو ص مج ) و اگر روايت « سرگذشت شخصى » درست باشد در عبارت فوق « ابو » پيش از « سعيد » ساقط شده است . ( 4 ) چنين است در اصل ، و قد فقت ؟ توقّفت ؟ ( 5 ) بيثاغرس ، فيثاغرس ؟ ( 6 ) با سوء حالة ؟ ( 7 ) افلادوس ( ؟ ) تحريف نام يكى از شاگردان فيثاغورس ( فرهنگ رشيدى ، فرهنگ سرورى ، برهان قاطع ) ؛ افلاطون ؟ ( 8 ) وزن مخدوش و معنى غير مفهوم است . ( 9 ) شاعرا ؟ ( 10 ) چنين است در اصل .