ناصر خسرو
121
جامع الحكمتين ( فارسى )
( 117 ) پس درست كرديم كه [ a 38 ] كمال نفس بعلمست از راه اين صنع عظيم . و رسيدن از نقص بكمال خويش بمردميست كه پديد آيد چنانك آن مردم بدرجهئى رسد كه افاضت عقل « 1 » كلّى را بتمامى پذيرد . و اين دايرهء كلّى بدين حركت هموار كلّى نهاد از بهر حاصل آوردن آن تشخيص . ( و درين مدّت دراز ) كه ( فلك ) همىگردد ، چند تنى ( پديد آمد ) . و دليل بر آنك چنين شخصى « 2 » كه همىگوييم جز با اعمار دراز ممكن نيست كه موجود شود ، آنست كه اندر مدّتى قريب « 3 » هفت هزار سال اين شش تن - اعنى آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد عليهم السلام - چنان آمده است كه بر بهرى از خلق سالارى توانستهاند كردن . و چو سالارى بافاضت عقل كردند كه بديشان رسيد ، و بر جملگى خلق سالار نشدند ، اين حال خلق دليل است بر آنك تمامى عقل را كسى نپذيرفتست هنوز . و هنوز آن روز نيامده است كه فرمان خداى را باشد ، چنانك همىگويد : قوله « وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ » « 4 » و بسيارى « 5 » جهّال و اندكى عقلا ، همچو بسيارى حشرات و حيوان و اندكى مردم ، و چو بسيارى « 6 » نبات و اندكى حيوان ( و ) مردم ، و چو بسيارى موات « 7 » و اندكى نبات ، همه گواه آن « 8 » آمد ما را بر آنك اين صنع جز چنين به زمان و مهلت ممكن نيست ، چنانك خدا گفت رسول خويش را : مهلت ده كافران را ، كه من ايشان را مهلت دادم اندكى ، بدين آيت : قوله « فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً . » « 9 » و عنايت نفس كلّى از احتياج خويش بدان شخص باشد كه افاضت عقل
--> ( 1 ) عقل : عقلى A ( 2 ) شخصى : شخص A ( 3 ) قريب : قريت A ( 4 ) سورهء 82 ( الانفطار ) آيهء 19 ( 5 ) و بسيارى : و بسيار A ( 6 ) بسيارى : ببسيارى A ( در هر دو موضع ) ( 7 ) موات : مولت A ( 8 ) گواه آن : كوان A ( 9 ) سورهء 86 ( الطارق ) آيهء 17