ناصر خسرو

مقدمه 14

جامع الحكمتين ( فارسى )

وصف رسالهء مزبور چنين است « 1 » : رساله در بياضى است بسيار نفيس بدون تاريخ تحرير ، ظاهرا از قرن هفتم بنشانى ( 1452 حميديّه ) در كتابخانهء مراد ملّا ، مشتمل بر پانزده فقره تأليف فلسفى و دينى و تاريخى كه شرح قصيده ، پنجمين آنهاست و رساله‌هاى ذيل پيش از آن قرار دارد : 1 - رسالة في سرّ الصّلاة . 2 - رسالة في العلم اللّدنىّ . 3 - خمس اسئلة لأبي سعيد بن ابى الخير مع اجوبة الشّيخ الرّئيس ابن علىّ بن سينا ( بضميمهء رسالة الفيض الالهى ) . 4 - مناقب الشّيخ ابى علىّ ( بن ) سينا و تواريخه لاحمد الطّبرى . در فهرست صفحهء اول كتاب كه براى نشان دادن محتويات مجموعه ترتيب داده‌اند ، نام صاحب قصيده را ابن هيثم نوشته‌اند « 2 » . ولى در متن رساله نام وى همه جا صريحا ابو الهيثم ضبط شده است . اين رساله در آن مجموعه از ورق 46 ب تا 84 ب نوشته شده و در متن عنوانى ندارد و مقدّمهء آن چنين است « 3 » : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، ربّ تمّم بالخير ، شعرى گفته است خواجه ابو الهيثم رفع اللّه درجته ، و اندرو سؤالهاء بسيار كرده و نرسيد بجواب كردن و اندر گذشت . خداى عزّ و جلّ وى را درجات بيفزاياد و برساندش بجايگاهى كه آرزوها تمامى بود « 4 » ، و چون وى اندر گذشت ، دوستان از من اندر خواستند كه بايد كه جواب اين مسأله‌ها بگويى ، بياغازم گفتن بتوفيق خداى عزّ و جلّ و ببركت خداوندان و بمنّت اولياى ايزد . . . » و در آخر رساله ( ورق 84 ب ) گويد : « تمام شد جواب اين سؤالات و من آنچ اندرين بياوردم از كتب حكما خوانده‌ام و نبشته ، و نيز نه سال خواجه ابو الهيثم را شاگردى كردم و هرچ بياوردم از وى شنيده بودم و از خويشتن هيچ نياوردم ، و آنچه نبشتنى بود نبشتم و آنچ گفتنى بود ماندم ، تا اگر مستحقّى طلب كند بگويم و دريغ ندارم آن قدر كه مرا طاقت و قوّت بود ، و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب . » متن اشعار اين رساله چون بدون واسطه از استاد بشاگرد و از وى بما رسيده

--> ( 1 ) مجلهء يغما سال چهارم ص 176 - 179 ( يك قصيدهء فلسفى فارسى ) بقلم آقاى دكتر غلامحسين صديقى . ( 2 ) رك : ص ( 11 ) س 4 - 5 همين مقدمه . ( 3 ) با نسخهء عكسى مقابله شده . ( 4 ) بوده ( مجلهء يغما . ايضا ص 177 ) .