ناصر خسرو
مقدمه 12
جامع الحكمتين ( فارسى )
به نسبت « البوزجانى » مذكور داشتهاند ، ولى اين امر مربوط بناشر كتابست ، زيرا كه در نسخهء اساس ( يعنى نسخه آهلوارد در برلن ) نسبت او « الجورجانى » بوده است ، و در ترجمهء فارسى همين كتاب كه موسوم بدرّة الاخبار است ( ص 91 چاپ لاهور و ص 78 چاپ طهران ) نيز « الجورجانى » ضبط شده است . ثانيا نسخهء جامع الحكمتين هر چند كه اغلاط بسيار دارد درين مورد نميتوان به آن چنين نسبتى داد ، زيرا كه كاتب اين نسخه آن اندازه قوّهء تصرّف نداشته است كه لفظ « البوزجانى » را هر دفعهئى كه نقل كرده است « 1 » ، به « الجرجانى » تبديل كند . » ابو الهيثم مزبور اسماعيلى بود . ناصر خسرو در صفحهء 217 كتاب حاضر گويد : « و ما گوييم : بزرگتر خصمى مر ابداع را اهل تأييدند از فرزندان رسول مصطفى - عليه السلام - كه اين مرد - اعنى ابو الهيثم رحمه اللّه - از متعلّقان و محبّان ايشان بوده است . » و در صفحهء 86 گويد : « و نيز جايى ديدهام از قول اين مرد - اعنى ابو الهيثم الجرجانى - سخنانى بر بعض ازين معانى ، و اين حقايق را كه ياد كنيم نسبت بخازن علم حقيقى است عليه السّلام ، و ما آنچ گوييم اندر هدايت اهل استهدا بفرمان و دستورى او گوييم . » قول بيهقى درين كه ابو الهيثم ، مذكور در نزد « عوام حكما » است ، شايد تعريضى بمذهب او باشد و محتمل است كه او نيز مانند ناصر خسرو مورد طعن دانشمندان عصر قرار گرفته بوده است ، و الّا ابو الهيثم استادى بود كه شارح قصيدهء وى - بجز ناصر خسرو - چنان كه بيايد « نه سال » نزد وى شاگردى كرده بوده است . از عبارت اخير ناصر خسرو نيز بر مىآيد كه ابو الهيثم را سخنانى مشتمل بر مباحث دينى اسماعيلى بوده است . 7 . - قصيدهء ابو الهيثم ناصر خسرو در كتاب حاضر صفحهء 313 - 314 گويد : « اين قصيده آنچه بما رسيد هشتاد و دو بيت است ، و اندرو نود و يك سؤال است ، چه فلسفى و چه منطقى و چه طبيعى و چه نحوى و چه دينى و چه تأويلى . . . » در شرح قصيدهء مزبور توسّط شاگرد وى هشتاد و نه بيت آمده است .
--> ( 1 ) چنان كه گفته شد يك بار در جامع الحكمتين ( ص 86 ) نسخهء ايا صوفيا « ابو الهيثم الجورانى » آمده .