ناصر خسرو
96
جامع الحكمتين ( فارسى )
نفس است مر جسد را . اگر گويد : « آخرت » چيست ؟ گوييم : بودش دوم « 1 » است پس از « 2 » مرگ جسد . اگر گويد : « بهشت » چيست ؟ گوييم عالم ارواح است و معدن لذّات است « 3 » . اگر گويد : دوزخ چيست ؟ گوييم : معدن دردها و رنجهاست . اگر گويد : « بعث » چيست ؟ گوييم : بيدار شدن نفس است از خواب غفلت . اگر گويد : « قيامت » چيست ؟ گوييم : استادن « 4 » خلق است بفرمان خداى عزّ و جلّ « 5 » . اگر گويد : « حشر » چيست ؟ گوييم : جمع شدن نفسهاء جزويست به نزديك « 6 » نفس كلّى . اگر گويد : « حساب » چيست ؟ گوييم : معلوم كردن نفس كلّى است مر نفسهاء جزوى را بدانچ كرده باشند « 7 » از خير و شرّ ، آنگاه كه با اجساد « 8 » بودند . اگر گويد : « صراط » چيست ؟ « 9 » گوييم : نزديكتر راهى سوى خداست « 10 » و باللّه العون و التّوفيق . ( 91 ) خردمند آنست كه نيكو بنگرد در خويشتن ، تا ببيند كو هم از آن روز باز كه نطفهئى « 11 » بودست ، و اندر رحم مادر افتاده است ، همى سوى خدا شود ، و بدرجه درجه همىآمدست از حالى ضعيفتر بحالى قويتر وز مكانى فروتر بمكانى برتر ، تا آنگاه كه پيش خداى شود ، و شمار او بكند ، و ليكن ( اگر ) از نيكوكاران و مطيعان باشد براحت و لذّت و شادى ابدى رسد ، و اگر از بد [ b 30 بدكرداران و عاصيان باشد برنج و دشوارى و اندوه بىكرانه رسد ، و هم امروز تا فردا او شادمان باشد « 12 » ، و بدان محلّ شادى
--> ( 1 ) دوم R : دور A ( 2 ) پس از : كس از A سپس R ( 3 ) لذات است A : لذات R ( 4 ) استادن A : ايستادن R ( 5 ) عز و جل A : تعالى R ( 6 ) به نزديك R : به نزديكى A ( 7 ) باشند : + و A باشد R ( 8 ) اجساد A : جسد R ( 9 ) صراط چيست A : حد صراط مستقيم R ( 10 ) نزديكتر . . . خداست : نزديكتر راهى است سوى خداى تعالى R . در R ( ص 578 ديوان ناصر خسرو ) حدها بدينجا خاتمه يابد . ( 11 ) نطفهئى : نقطهئى A ( 12 ) او شادمان باشد : از شادمانكاه باشد A .