ناصر خسرو
89
جامع الحكمتين ( فارسى )
از چيز ، فعل اوست ، و آغازكننده « 1 » و تمام كنندهء چيزها اوست ، بر اندازهء قبول هر چيزى مر تمامى خويش را . اگر گويد : « 2 » « تواناى بر پديد آوردن فعل » ( كيست ؟ گوييم : . . . ) اگر گويد : حدّ « صنعت » چيست ؟ گوييم : نهادن صورت اندر هيولى . اگر گويد : « صانع » كدامست ؟ گوييم : آنك صورت را از قوّت بيرون آرد و مر آن را اندر هيولى نهد ، چنانك درودگر « 3 » صانع ( است كه ) « 4 » صورت تخت را از حدّ قوّت بيرون آرد و اندر هيولى و چوب پوشدش و جز آن از صنايع « 5 » ديگر . اگر گويد : « مصنوع » چيست ؟ گوييم : آنك مركّب است از هيولى و صورت مصنوع است . اگر گويد : « عقل فعّال » « 6 » چيست ؟ گوييم : او نخستين مبدعى است كه خداى او را ابداع كرده است ، و آن جوهريست بسيط و نورانى كه صورت همهء چيزها اندروست . اگر گويد : « نفس » چيست ؟ گوييم : جوهريست بسيط [ a 28 ] و روحانى و زنده است بذات و داناست بقوّت ، فاعل است بطبع ، و او « 7 » صورتى است از صورتهاء عقل فعّال . اگر گويد : حدّ « جنس طبيعى » چيست ؟ « 8 » گوييم : جماعتى است كه صورتهاشان مختلف است و همه بر يك « 9 » معنىاند ، چو حيوان « 10 » و ستور و مرغ و مردم « 11 » بصورتهاء مختلف و همه زندگاناند . اگر گويد حدّ « نوع طبيعى » چيست ؟ گوييم : يك صورت است اندر اشخاص بسيار . اگر گويد : حدّ « شخص » « 12 » چيست ؟ گوييم : هرچ
--> ( 1 ) آغازكننده : آغاز كنند A ( 2 ) اگر گويد . . . : احتمال ميرود كه جاى اين جمله در سطر 13 صفحهء قبل پس از « او قادر است » باشد ( 3 ) درودگر : + كه A ( 4 ) ( است كه ) : + صورت تخت را اندر هيولى نهد چنانك درودگر كه صانع A تكرار جملهء قبل ( 5 ) صنايع : صانع A ( 6 ) فعال : فعالى A ( 7 ) واو : راو A ( 8 ) جنس طبيعى چيست : جس جيست طبيعى A ( 9 ) بر يك : بر ير مك A ( 10 ) حيوان : + و A ( 11 ) مردم : مردست A ( 12 ) شخص : شخصى A