ناصر خسرو
86
جامع الحكمتين ( فارسى )
بىعيب باشد ، و سه ديگر آنك سخنانش « 1 » راست باشد ، و چهارم آنك خويهايش نيكو باشد ، و پنجم آنك تدبيرش درست باشد ، و ششم آنك كارهاش پاكيزه باشد ، و هفتم آنك علمش حقيقت باشد . ( 87 ) و اكنون خواهيم كزين جايگاه از حقايق چيزها طرفى « 2 » ياد كنيم ، از بهر آنك چيزها را « 3 » بحقيقت « 4 » از حدّهاء آنها « 5 » توان شناختن ، و سخن ما بدين جاى ازين كتاب جواب حدّ و رسم است مرين مرد را - كه ما بشرح جواب « 6 » سؤالات او مشغوليم - و نيز جايى ديدهايم از قول اين مرد - اعنى ابو الهيثم الجرجانى « 7 » - سخنانى بر بعض ازين معانى ، و اين حقايق را كه ياد كنيم نسبت بخازن علم حقيقى است عليه السّلام ، و ما آنچ گوييم اندر هدايت اهل استهدا بفرمان و دستورى او گوييم « 8 » [ a 27 ] . ( 88 ) پس گوييم كه شناخت مر چيزها را بحقيقت بشناخت حدود « 9 » آن چيزها باشد ، از بهر آنك چيزها همه به دو نوع است و بيش نيست « 10 » اعنى يا « 11 » بسايط است يا مركّبات است « 12 » ، و مركّبات را بحقيقت آنگاه توان شناختن كه آن « 13 » چيزها « 14 » كه تركيب « 15 » مركّب از آن باشد ، شناخته شود ، و بسايط را بدان توان شناختن كه صفتهاء خاصّ آن « 16 » شناخته شود يكانيكان . و مثال آن « 17 » از مركّبات چنان است « 18 » كه گوييم : اگر كسى گويد حقيقت « گل » چيست ؟
--> ( 1 ) آنك سخنانش : اندر سخنانش A ( 2 ) طرفى : طريق A ( 3 ) چيزها را : چيزها A ( 4 ) بحقيقت : ؟ ؟ ؟ تحقيق A ( 5 ) آنها : آن A ( 6 ) جواب : + و A ( 7 ) الجرجانى : الجورانى A ( 8 ) او گوييم : + بس كويم اندر هدايت اهل استهدا بفرمان و دستورى او كويم A مكررست ( 9 ) حدود : حدود A ( 10 ) نيست : بست A ( 11 ) يا : تا A ( 12 ) مركبات است : مركبانست A ( 13 ) كه آن : كه از A ( 14 ) چيزها : چيزها را A ( 15 ) تركيب : + از A ( 16 ) خاص آن : خاص آن را A ( 17 ) مثال آن : + آن A ( 18 ) چنان است : چناناند A