محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

92

تفسير قرآن صفى على شاه

دانه باشد و خداى مىافزايد از براى آنكه ميخواهد و خدا فراخ رحمت داناست ( 261 ) در مثل آنان كه از اموالها * ميكنند انفاق در راه خدا حبّه باشد كز او رويد بعدّ * هفت خوشه وز هران يك دانه صد مينمايد حق فزون بر هر كه خواست * واسع دانا چو او بر ما سواست منفقين را آگه است از سر حال * كز چه نيت ميكنند انفاق مال ميدهد وسعت به قدر نيتش * ميفزايد بر نوا و نعمتش [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 262 تا 263 ] الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 262 ) قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذىً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ( 263 ) آنان كه انفاق ميكنند مالهاشان را در راه خدا پس از پى نميكنند آنچه را انفاق كردند منتى و نه آزارى مر ايشان راست مزدشان نزد پروردگارشان و نيست بيمى بر ايشان و نه ايشان اندوهناك ميشوند ( 262 ) گفتار خوب و آمرزش بهتر است از صدقه كه در پى باشد آن را آزارى و خدا بىنياز بردبار است ( 263 ) آن كسان كاموال خود را از و لا * ميكنند انفاق در راه خدا وز پى انفاق نفرستند هم * منت و آزارى ار افزون و كم اجرشان در نزد حق باشد فزون * گفت لا خوف و لا هم يحزنون قول نيك و مغفرت هست ار بجاش * به بود از صدقها دل خراش يعنى ار ظلمى كنند اندر سؤال * عفو ممدوحست نزد ذو الجلال قول معروف و كلام خويش بوى * به ز بذلى كش بود هزلى ز پى حق بود بس بينياز و بردبار * هر چه زو دارى طمع با وى بيار فقر و دولت خلق را باشد عرض * بهر او آن كن كز او خواهى عوض [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 264 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ( 264 ) اى آن كسانى كه گرويديد باطل مسازيد صدقه‌هاى خود را بمنت نهادن و آزار چون كسى كه انفاق مىكند مالش را به جهت ديدار مردمان و نميگردد به خدا و روز بازپسين پس مثل او چون داستان سنگ همواريست كه بر او باشد خاكى پس رسيده باشد آن را بارانى بزرگ قطره پس واگذاشته باشد آن را قادر نيستند بر چيزى از آنچه كسب كردند و خدا راه ننمايد گروه كافران را ( 264 ) مؤمنان لا تبطلوا صدقاتكم * از ره آزار و منت و اشتلم آنكه كرد انفاق مال از بهر ناس * باشد اندر نعمت حق ناسپاس مينمايد از ريا انفاق مال * نى كزو خوشنود گردد ذو الجلال نيست بذلش از خضوع و معذرت * يا ز ايمان بر خدا و آخرت هست چون سنگى كه روى اوست خاك * خاكش از قطرات باران گشت پاك نيستش قدرت كه تا دارد نگاه * خاك را بر خود ز باران در پناه نيست ايشان را توانايى و تاب * هم بحفظ آنچه كردن اكتساب راه ننمايد خدا بر كافران * كه كنند افعال نيكو در جهان كى زند سر فعل نيكو از خسيس * نيكى از حق است و زشتى از بليس [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 265 ] وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 265 ) و مثل آنان كه انفاق ميكنند مالهاشان را به جهت طلب خشنودى خدا و ثابت گردانيدنى از خودهاشان چون مثل بوستانيست بر بلندى كه بر سدش باران بزرگ قطره پس بدهد ثمرش را دو چندان پس اگر نرسد آن را باران بزرگ قطره پس باران خورد قطره و خدا به آنچه ميكنيد بيناست ( 265 ) هم مثال آن كسان كانفاق مال * مينمايند از رضاى ذو الجلال از ره بينايى و نور يقين * كه مر ايشانراست اندر راه دين هست چون باغى بارض مرتفع * بيشتر زان گشت خواهى منتفع گر بر آن بستان رسد باران سخت * كم نگردد نفع او از حسن بخت بوستانى كز زمين باشد بلند * نيست از تخريب سبيل آن را گزند حاصل از وى بيشتر آيد بدست * هم ز باغى كو بود بر ارض پست