محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

68

تفسير قرآن صفى على شاه

گر بخواهد چيزى از كس ناكس است * دزد جان مفلسش در محبس است بنده را چون بيند آن خلاق خير * دارد از حاجت به كف دامان غير واگذارد هر دو را بر يكدگر * تا كه معدوم از عدم گيرد اثر بر گلو تنگ آن چنان گير از حرام * تا گريزد ديوت از قحط طعام قصهء ذو النون شنو در سجن غم * تا شناسى فربهى را از ورم بهر او ميبرد در زندان مدام * خواهر بشر او رغيفى وقت شام تا كند افطار از آن نان مرد حق * روز آخر بود نانها بر طبق گفت او را چون نخوردى نان من * بد چو دانستى حلال اى ممتحن گفت آرى دست زندان بان و ليك * ميرسيدش بر طبق وين نيست نيك اين چنين بوده است حال اهل حال * پند گيرى تا تو زايشان در فعال [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 188 ] وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 188 ) و مخوريد مالهاى خودتان را ميان خودتان بباطل و نپنداريد آن را بسوى حاكمها تا آنكه بخوريد پارهء را از مالهاى مردمان ببدى و شما ميدانيد ( 188 ) نى خوريد از روى ظلم و جور و شر * مال هم را در ميان يكدگر نى بحكام از پى رشوت دهيد * پاره‌اى زان تا خوريد و هم نهيد مال مردم گر كسى دانسته برد * باد حسرت خرمنش پيوسته برد ميكنى اقسام تدبير و حيل * تا خورى مال ضعيفى از دغل غافل از آنكه ندارد مال غير * از براى هيچكس يك ذره خير زان گذشته كانتقام است و عذاب * از خدا پاداش آن روز حساب مالهايى كه حرام است و شرور * اول آن باشد كه كس گيرد به زور ديگر از لهو است و فعل شوم و عار * همچو بيع مسكر و وجه قمار ديگر از جرم است و رشوت يا فريب * وانچه گيرد كس به انذار و نهيب يعنى از بهرت به پا غوغا كنيم * پيش شاه و حاكمت رسوا كنيم يا كه گويم هجوت اندر انجمن * يا زيانى آرمت وارد بفن حال خود يا مشتبه سازد بخلق * كه منم صاحب دم و پاكيزه دلق گر بكس وقتى دعاى بد كنم * ريشه‌اش از بيخ و از بن بركنم اخذ انسان مالهاى ناحق است * زان هميشه كارشان بىرونقست كرّ و فر و كذب نبود جز دو روز * باقى عمر او بود در درد و سوز [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 189 تا 190 ] يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ( 189 ) وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ( 190 ) ميپرسند ترا از ماهها بگو اين وقتهاست براى مردمان و حج و نيست نيكى اينكه درآئيد خانه‌ها را از پشتهاى آنها و ليكن نيكست كسى كه پرهيز كند و در آئيد خانه‌ها را از درهايشان و بپرهيزيد خدا را تا شايد شما رستگار شويد ( 189 ) و كار زار كنيد در راه خدا آنان را كه كارزار ميكنند شما را و از حد تجاوز مكنيد بدرستى كه خدا دوست نميدارد از حد گذرندگانرا ( 190 ) چو از تو پرسند از اهله در اساس * گو بود آن وقتها از بهر ناس تا در آن آرايش آئين كنند * زان يكى كه وقت حج تعيين كنند نيست نيكو گر ز پشت خانه‌ها * در سرا داخل شويد از ناروا ليك نيك است آنكه از تقواى جان * در بيوت آئيد از درهاى آن مى بپرهيزيد از پروردگار * تا به حق گرديد شايد رستگار كار زار آريد در راه خدا * با كسى كآرد قتال او با شما پست بايد راه بر نفس لجوج * كو كند با اهل دين هر دم خروج نگذريد از حد كه هر كه از حد گذشت * شد مسلط ديو به روى خوار گشت حق ز حد بگذشتگان را نيست يار * هم ندارد دوست مبغوضند و خوار رفته زير بار نفس بد سگال * چون تواند كرد با دشمن قتال آنكه دست نفس را بندد نخست * در قتال خصم شد چالاك و چست [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 191 تا 194 ] وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ ( 191 ) فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 192 ) وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ ( 193 ) الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ( 194 ) و بكشيد ايشان را هر جا كه يافتيدشان و بيرون كنيد ايشان را از هر جا كه بيرون كردند شما را و فتنه سخت‌تر است از كشتن و كارزار مكنيد ايشان را نزد مسجد الحرام تا آنكه كارزار كنند شما را در آن پس اگر كارزار كنند شما را پس بكشيد ايشان را همچنين است پاداش كافران ( 191 ) پس اگر باز ايستيد پس بدرستى كه خدا آمرزنده مهربانست ( 192 ) و كارزار كنيد ايشان را تا اينكه نبوده باشد فتنه و باشد دين براى خدا