محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

65

تفسير قرآن صفى على شاه

پس هر آنكه شيئى از وجه وجيه * عفو كرده شد مر او را از اخيه قاتل اعنى يافت عفو از اهل دم * وز ديت چيزى مر او را گشت كم اهل دم را حق برادر خوانده زان * كه برادر گشته در مهر امتحان زانكه هم عرق است با او نزد هوش * خونش از غيرت بود دايم به جوش گر ولىّ دم ببخشد درهمى * پيروى كرده است بر نيكى همى عفو كرد آن خون و بگذشت از قصاص * وز ديت هم كاست كو يابد خلاص پس اداى حق نيكى سوى او * ميرسد و اينست پاداش نكو و اينست هم تخفيف رب و رحمتى * در اداء دانه يابد ملكتى ور كسى بگذشت زين بعد از قبول * يعنى از عفو و ديت آرد نكول كرد عفو و گشت راضى بر ديت * پس ز عفو و صفح گرداند نيت يا پشيمان گشت زان قدرى كه كاست * از ديت وز بعد بخشش بازخواست يا پس از اخذ ديت بد دل شود * بر قصاص از غير حق مايل شود يا ز اقسام ثلاثه در قصاص * حكم را بدهد به يك قسم اختصاص بهر او باشد عذاب دردناك * رفته از راه نجاتى بر هلاك آن ثلاثه شد قصاص و انتقام * يا ديت يا عفو در تنظيم تام [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 179 ] وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 179 ) و براى شما است در قصاص زندگى اى خداوندان خردها شايد شما بپرهيزيد ( 179 ) مر شما را در قصاص آمد حيات * اهل هوش ار هيچ داريد التفات تا بپرهيزيد اندر زندگى * زانچه دور است از رسوم بندگى نفس خونى كشته از تيغ هوا * قلب عالى رتبه را بر ناروا كشت بايد در قصاصش بيدرنگ * ور نه گردد زندگانى بر تو تنگ عبد را بر قتل حر بايست كشت * هم بقتل مرغ جنت خار پشت گشته اين خونخواره يار همدمت * تازه گردد هر دم از وى ماتمت بس عجب كو را بدارى زنده باز * زندگى را چارهء اين گنده ساز در قصاصستت حيات و زندگى * حاصل اين زندگى دان بندگى [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 180 ] كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ( 180 ) نوشته شد بر شما چون حاضر شود يكى از شما را مرگ اگر وا گذاريد مالى را به نيكى وصيت كردن براى پدر و مادر و نزديكى بنيكى سزاوار بودن بر پرهيزكاران ( 180 ) در بيان وصيت و تأكيد در عمل كردن به آن شد نوشته بر شما هنگام فوت * از شما چو نشد يكى حاضر بموت مر وصيت مانده گر مالى بجا * زاو بسوى والدين و اقربا زانچه معروفست و حق بر متقين * كه نباشد جمع آن از جور و كين گر شده جمع آن بظلم ان بيخرد * شايد ار گردد بران مظلوم رد ليك باشد گر معين قدر آن * كه بخوارى اخذ كرد است از فلان مال معروف آن بود كز عدل و داد * جمع گردد نى بظلم و كين زياد هست معروف آنكه روز داورى * وزر نبود تا ازان گردى برى كس نگويد مال ازان مظلوم بود * كه بدست آورد و اين معلوم بود پس شود آن مالها روز شمار * هر درم از بهر جانت زخم مار بر چنين مالى كجا حق كرده امر * كن وصيت يا بده بر زيد و عمرو شد وصيت لايق مال حلال * كه بود معروف در نزد رجال يعنى آن را اهل دين دانند خير * و انتسابش بر تو باشد نى به غير باز معروف ار كه دانى حكمتش * هم توان بودن بموصى نسبتش تا وصيت او بعدل و دين كند * نى بميل نفس بىتمكين كند عدل آن باشد كه اندر اصل و فرع * حكم او ثابت بود در عقل و شرع او وصيت كرد بر آئين حق * نيست فعلش باطل اندر دين حق [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 181 تا 182 ] فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 181 ) فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 182 ) پس هر كه بدل كند آن را بعد از آنكه شنيد آن را پس جز اين نيست كه گناهش بر آن كسانست كه بدل كنند آن را بدرستى كه خدا شنوندهء دانا است ( 181 ) پس هر كه ترسيد از وصيت كننده ميلى يا گناهى پس بصلاح آورد ميانشان پس نيست گناهى بر او بدرستى كه خدا آمرزندهء مهربان است ( 182 ) پس هر آن كو بست چشم عقل و ديد * كرد تبديل آنچه از موصى شنيد اين گنه باشد بر آنها كز دغل * مينمايد آن وصيت را بدل نيست هيچ از بهر موصى اثم و بيم * حق بقول او سميع است و عليم وانكه او ترسد ز موصى بر گناه * يا بميلى كآن بود بر اشتباه يا نداند آن وصيت را به حق * پس به حق گرداند از باطل و رق بر رضاى وارث از روى سداد * صلح بدهد بينشان دور از فساد نيست هيچ از بهر او جرم و قصور * حق در اصلاحش رحيم است و غفور مصلحان را حق دهد پاداش نيك * گر نباشد در ستم با كس شريك [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 183 تا 187 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 183 ) أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 184 ) شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 185 ) وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ( 186 ) أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 187 ) اى آنان كه گرويديد نوشته شد بر شما روزه چنان كه نوشته شد بر آنان كه از پيش شما بودند تا شايد بپرهيزيد ( 183 ) روزهاى شمرده شده