محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
137
تفسير قرآن صفى على شاه
مال ايتام از چه رو گردد حلال * واگذاريد آن باهلش بيجدال نيست در مال يتيمان راه خير * گر برادرزاده باشد يا كه غير كم كنيد از خرج يعنى از زنان * زن فزون از چار نبود حد آن بيشتر از چار زن گردد نكاح * آوريد آن بر شما نبود مباح ور كه داريد از زنان كمتر ز چار * باز بر تزويج داريد اختيار دخترى يا بوده آن صاحبجمال * در سراى آن ولى با ملك و مال خواست گيرد آن وليش بيصداق * آمد اين آيت كه اين جور است و شاق ور كه ترسيد از خلاف و افتضاح * ديگرى را آوريد اندر نكاح كآن شما را خوش نمايد در نظر * از يكى تا چار نى زان بيشتر يعنى ار باشد شما را هيچ بيم * از خلاف عدل بر مال يتيم زانكه چون آريد او را در نكاح * مال او گردد تلف غير از صلاح پس بگيريد از زنان با جمال * ديگرى را بر رضاى ذو الجلال تا بماند عقل و دين اندر امان * بر يتيمان از شما نايد زيان از وجوه ديگر اين وجه است به * تا نماند بر محقق مشتبه ور كه هم داريد خوف از چار زن * تا رود ظلمى بر ايشان در سنن صعب باشد اعتدال اندر چهار * پس بيك زن كرد بايد اختصار [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 5 تا 6 ] وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ( 5 ) وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً ( 6 ) و مدهيد كم خردان را اموالتان را كه گردانيد خدا براى شما مايه تعيش و روزى دهيد ايشان را از آنها و بپوشانيدشان و بگوئيد مر ايشان را گفتارى خوب ( 5 ) و بيازمائيد يتيمان را تا چون برسند بنكاح پس اگر يافتيد از ايشان رشدى پس تسليم كنيد بايشان مالهاشان را و نخوريد آن را از راه اسراف و از پيشگيرى اينكه بزرگ شوند و هر كه باشد غنى پس بايد در گذرد و هر كه باشد فقير پس بايد بخورد به خوبى پس چون تسليم كرديد بايشان مالهاشان را پس گواه گيريد بر ايشان و كافيست خدا محاسب ( 6 ) در بيان تصرف در مال يتيم مال خود ندهيد بر پيدا نشان * كه تعيّش زان به پا باشد عيان رزقشان بدهيد و كسوت قدر حال * قول معروفست نيك اندر مقال نيك با ايشان كنيد اعنى كلام * تا ازان خوش دل شوند و شادكام هست عام اين حكم در هر موردى * بين قرائن را اگر خود بخردى نسبتش گر شد بمجنون و يتيم * بر ولى باشد خطاب مستقيم همچنين در هر مقام و هر محل * از قرينه فهم كن حكم اجل مر يتيمان را نمائيد امتحان * بر بلوغ اندر نكاحى بالعيان رشدى ار يابيد ز ايشان در فروغ * يعنى اندر عقل ز آثار بلوغ پس كنيد اموالشان را واگذار * بى ز اسراف و خيانت و اعتذار هم نگيريد اندر آن پيشى يكى * پيشتر از رشد يعنى اندكى كاندر اين شوب طمع يا حيلهايست * ور نه پيش از رشد دادن قصد چيست تا ز بيعقلى كند مالش تلف * گر چه باشد آن صبى خوب و خلف آن ولى باشد ز مال ار بىنياز * نيست بر مال يتيمش ديده باز بايد آن را وا گذارد بالتمام * پيشه سازد عفت اندر اين مقام آن ولى ور هست محتاج و فقير * قدر حاجت باشد از وى ناگزير گر خورد چيزى بر او نبود حرج * قرض گيرد تا رسد بر وى فرج دارد اين آيت دلالت كه و لا * نيست بيحق نى كه گردد ممتلى حق او باشد باندازهء كفاف * نى فزونتر كآن بود دور از عفاف خرجش افزون باشد از مالى كه هست * زان يتيم بىپدر او را بدست گويد از مال تو ديگر هيچ نيست * مال تو صد بود و خرج من دويست گشته آن در فقه تعيين با سند * رو بپرس ار خواهى آن را حد و سد مالشان را ور كه ميسازيد رد * شاهد آن گيريد تا باشد سند تا كه نكشد بر نزاع و قال و قيل * هم نگردد بر مهماتش كفيل ور بناچارى شود گيرد گواه * زانكه واقع گردد اينجا اشتباه ميتوان گفتن كه آن مال و منال * جمله را خرج تو كردم چند سال پس گواهى گيرد از جمعى قريب * حقتعالى هم گواهست و حسيب [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 7 تا 10 ] لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ( 7 ) وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ( 8 ) وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ( 9 ) إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ( 10 ) مر مردان راست بهره از آنچه گذاشتند والدين و نزديكان و مر زنانراست بهرهء از آنچه گذاشتند پدر و مادر و نزديكان از آنچه كم باشد از آن يا بيشتر بهرهء فرض كرده شده ( 7 ) و چون حاضر شوند قسمت را صاحبان قرابت و يتيمان و درماندگان