محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
130
تفسير قرآن صفى على شاه
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 167 تا 171 ] وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نافَقُوا وَ قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالاً لاتَّبَعْناكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ ( 167 ) الَّذِينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 168 ) وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ( 169 ) فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 170 ) يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ( 171 ) و تا بداند آنان را كه نفاق كردند و گفته شد مر ايشان را كه بيائيد كارزار كنيد در راه خدا يا دفع كنيد گفتند اگر ميدانستيم كارزار كردن هر آينه متابعت ميكرديم شما را آنها مر كفر را آن روز نزديكتر بودند از ايشان مر ايمان را ميگفتند بدهنهاشان آنچه نيست در دلهاشان و خدا داناتر است به آنچه پوشيده ميدارند ( 167 ) آنكه گفتند مر برادرانشان را و نشستند اگر اطاعت ما ميكردند كشته نميشدند بگو پس دفع كنيد از خودهاتان مرگ را اگر هستيد راستگويان ( 168 ) و مپنداريد البته آنان را كه كشته شدند در راه خدا مردگان بلكه زندگانند نزد پروردگارشان روزى داده ميشوند ( 169 ) شادمانانند به آنچه دادشان خدا از فضل خود و شادمانى ميكنند به كسانى كه ملحق نشدهاند بايشان از بعد ايشان اينكه نيست خوفى بر ايشان و نه ايشان اندوهناك شوند ( 170 ) شادمانى ميكنند يعنى از خدا و فضلى و بدرستى كه خدا ضايع نمىكند مرد گروندگان را ( 171 ) تا بداند كآن دو رويان آشكار * گفته شد كآيند چون در كارزار يا كنيد از دشمنان سد ثغور * يا نمائيدش ز حد خويش دور يعنى اندر راه حق كوشيد سخت * يا محمد « ص » را برون بنديد رخت بعد ازان كاو را به خود داديد راه * باشد اين سستى دگر عيب و گناه مىبگفتند ار بديم آگه ز حال * كه كنند آن مشركين آخر قتال پيروى كرديم ما هم با شما * در قتال آن جماعت بىخطا سوى كفر آن رو ز ايشان اقربند * تا بايمان گرچه صاحب مذهبند بر زبان گويند چيزى را كه نيست * هيچشان در قلب و حق داند كه چيست اين نباشد غير عذرى در مهم * حق بود دانا بسرّ مكتتم آنكه ميگفتند با اخوان خود * قاعد و فارغ ز حال و نيك و بد بردى ار فرمان ما در كارزار * كى شدندى كشته آن مردان كار بازگو داريد گر گوئيد راست * موت را از نفس خود كامر خداست مىنپندار آنكه اندر راه حق * كشته گشتند از عهود ما سبق مردهاند ايشان كه نزد كردگار * زنده بل باشند و از حق رزق خوار شاد و خورسند از فزونيها كه داد * حق بر ايشان چون بر آن بود اعتماد همچنين مستبشر از آل و تبار * كه كنند از بعد ايشان كارزار گر نه با ايشان بفيضى ملحقند * در قتال مشركين يار حقند ور بايشان نوبتى ملحق شوند * همچو ايشان رهن فضل حق شوند بيند ار كس در حضور كردگار * ميكنند آل و تبارش كارزار مرحبا گويد خداشان در قتال * شادى او بنگر از ابناء و آل نيستشان از قتل و غارت ترس و غم * يا كه شد از قلزمى يك قطره كم او چه غم دارد كه دنيا سربسر * شد ز سيلاب فنا زير و زبر يا چو خوف از آنكه فرزندان او * ميشوند از فضل حق مهمان او ميشوند اعنى بفرمان رسول * در ره حق كشته بىنقص و نكول ور كه هم مانند چندى در جهان * در معاش است او كفيل آن مهان شاد آن كش حق بود يار و ولى * وز حقش مرآت حق شد صيقلى جانش دائم در حريم حق بطوف * چيست او را در دو عالم حزن و خوف شادمان از نعمت و فضل خدا * كآن ندارد در فزونى انتها كى شود در نزد رب العالمين * ضايع و نابود اجر مؤمنين [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 172 تا 179 ] الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 172 ) الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ ( 173 ) فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ( 174 ) إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 175 ) وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللَّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 176 ) إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 177 ) وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ( 178 ) ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 179 ) آنان كه اجابت ميكنند خدا و رسول را از بعد رسيدن بايشان جراحت از براى آنان كه نيكويى كردند از ايشان و پرهيزكار شدند مزدى بزرگست ( 172 ) آن كسانى كه گفت مر ايشان را مردمان بدرستى كه مردم بتحقيق جمع شدند از براى شما پس بترسيد از ايشان پس افزود ايشان را ايمان و گفتند