محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

127

تفسير قرآن صفى على شاه

رسيد شما را و خدا آن گاه است به آنچه ميكنيد ( 153 ) پس فرو فرستاد بر شما پس از غم ايمنى پينكى كه فرو ميگرفت طايفهء را از شما و طايفهء كه بحقيقت بغم انداخته بود ايشان را خودشان گمان ميبردند به خدا غير حق را گمان جاهليت ميگفتند آيا مر ما را از امر چيزى بگو بدرستى كه امر همهء آن مر خدا راست پنهان ميدارند در نفسهاشان آنچه را آشكار نميكنند از براى تو ميگويند اگر بودى مر ما را از امر چيزى كشته نميشديم در اينجا بگو اگر بوديد در خانه‌هاتان هر آينه مىآمدند آنان كه نوشته شده بود بر ايشان قتل تا كشتن‌گاهشان و تا بيازمايد خدا آنچه را در سينه‌هاى شماست و تا خالص گرداند آنچه در دلهاى شماست و خدا داناست بذات سينه‌ها ( 154 ) بر شما حق وعدهء خود كرد راست * چون كنيد امدادشان كاذن خداست پس شما بد دل شديد اعنى جبون * منهزم گشتيد از اعداى دون بينتان افتاد در امر اختلاف * سوى عصيان رو نموديد از مصاف بعد از آنكه بر شما بنموده بود * روى اقبال و ظفر اندر شهود بود نصرت بر عدو محبوبتان * بر شما داد آنچه بد مطلوبتان از شما بعضى به دنيا مايلند * بعض ديگر آخرت جو از دلند پس شما را كرد ز ايشان منصرف * باز بوديد اندر آن هم مختلف فرقه‌اى گشتيد بعد از انهزام * منصرف تا باز گيريد انتقام هم به پيغمبر نمائيد اقتداى * نيستند اين فرقه عاصى بر خداى و انصراف بعض ديگر بد خلاف * ليك حق كرد از شما آن هم معاف زانكه ذو فضل است حق بر مؤمنين * بدهد افزون نعمت دنيا و دين چون كه ميرفتيد بالا در فرار * ملتفت نى بر كسى ز اغيار و يار نى شما را بود در آنى درنگ * نى شناسا مرد را از خار و سنگ مصطفى مىخواندتان در جستجو * يا عباد اللَّه الىّ ارجعوا از قفا ميزد صدا او هر دمى * ليك بد پاداشتان غم بر غمى بد غم اول شما را انهزام * غمّ ديگر انفعال از خاص و عام غمّ ديگر استماع آن خبر * كه بميدان كشته شد خير البشر غمّ ديگر آن ندامت از فرار * غمّ ديگر ترك امر كردگار تا نباشد اين چنين اندوهناك * زانچه شد فوت از شما هم نيست باك حق بر آنچه ميكنيد از خير و شر * پيش از ايجاد شما دارد خبر بر شما پس كرد نازل بعد غم * خواب امنيّت چو نوشى بعد سم آن چنان خوابى كه قومى از شما * در غش افتادند و رفتند از خطا بر غلط افكندشان نفس جبون * باعث اندوهشان بود آن ظنون بر خدا بردند بر ناحق گمان * آن گمان كز جاهليت بد نشان گه دهد بر احمد آيا حق ظفر * اين نيايد هيچ ما را در نظر وعدهء حقشان به وهم آمد دروغ * كه بامر آيا رسد ما را فروغ گو بر ايشان امر يك جا با خداست * هر چه خواهد مىكند يعنى براست هستشان در نفسها اين سوء ظن * مختفى نى آشكار و بر علن مستتر دارند يعنى در سياق * از تو آن انديشه و شك و نفاق گر كه ما را بود در نصرت دليل * كى رجال ما چنين گشتى قتيل گو شما بوديد گر در خانه‌ها * وانكه بر وى قتل بد حتم از قضا كشته ميشد هم چنان در مضجعش * چاره نز موتست اندر موقعش كارزار از بهر ايشان فخر بود * حق شما را زان در ايمان آزمود ظاهر آيد تا هنرها از عيوب * آنچه باشد در صدور و در قلوب حق بود آگاه بر سرّ صدور * ليك شيرين ز امتحان يا بى ز شور [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 155 تا 160 ] إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 155 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كانُوا غُزًّى لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 156 ) وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ( 157 ) وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ ( 158 ) فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ( 159 ) إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 160 ) بدرستى كه آنان كه پشت گردانيدند از شما روزى كه روى به روى شدند دو جماعت جز اين نيست لغزانيدشان ديو رجيم بسبب برخى از آنچه كسب كردند و بدرستى كه عفو كرد خدا از ايشان بدرستى كه خدا آمرزندهء بردبار است ( 155 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد ميباشيد شما مانند آنان كه كافر شدند و گفتند