محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
120
تفسير قرآن صفى على شاه
از غيرتان كوتاهى نميكنند با شما در فساد دوست داشتند رنج داشتن شما را بدرستى كه ظاهر دشمنى از دهنهاى ايشان و آنچه پنهان دارد سينههاى ايشان بزرگتر است بدرستى كه بيان كرديم براى شما آيتها را اگر باشيد شما كه دريابيد بعقل ( 118 ) در بيان انفاق اهل نفاق هست انفاق خسيسان در امل * همچو بادى سرد بر كشت عمل ميكنند انفاق بر ضدّ رسول * كى شود انفاق غدّاران قبول در حيات دنيوى انفاقشان * زشت و نابود است چون اخلاقشان يا چو بادى كآن زند بر كشتها * سوزد و از كف رود سر رشتها كشتهاى ظالمان گردد تباه * از سموم گرم يا سرد و سياه ور كه انفاقى بود از عدل و دين * كشتها را شد چو باد فرودين حق نكرده هيچ بر ايشان ستم * بل ستم بر نفس خود كردند هم مينگيريد اى گروه مؤمنان * محرم رازى سواى خود عيان غير همكيشان خود يعنى كه يار * حزم نبود گر كند كس اختيار تا كه در روز تباهى كوتهى * نايد از ايشان پديد از همرهى يار آن باشد كه تا آخر نفس * با شما همره بود دور از هوس وان اگر همدين نباشد مشكل است * نه رفيق ره نه يار منزل است رنجتان را دوست دارند از فساد * و از دهانهاشان پديد آيد عناد وانچه ميدارند پنهان در صدور * اكبر است از آنچه آيد در ظهور هست يعنى بغض پنهانشان فزون * زانچه آيد از دهان و لب برون تا كه از دين شما بيگانهاند * خصم جانند ار چه يار خانهاند بر شما حق كرد اين راز آشكار * تا بيابيد از تعقل و اعتبار [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 119 تا 120 ] ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 119 ) إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ( 120 ) آگاه باشيد شما آنهائيد كه دوست داريد ايشان را و دوست ندارند شما را و ميگرويد بكتاب همهاش و چون ملاقات كردند شما را گفتند ايمان آورديم و چون خلوت كردند گزيدند بر شما سر انگشتان را از خشم بگو بميريد بخشمتان بدرستى كه خدا دانا است بذات سينهها ( 119 ) اگر مس مىكند شما را خوبى بدميايدشان و اگر رسد شما را بدى شاد ميشوند به آن و اگر صبر كنيد و بپرهيزيد ضرر نميرساند شما را مگر ايشان چيزى بدرستى كه خدا به آنچه ميكنند فرا رسنده است ( 120 ) نك شما گيريد ايشان را بدوست * وان شما را دشمنند از مغز و پوست مار را گيريد بهر خويش يار * در كمين وان تا برد زهرى به كار خود شما داريد در هنگامهها * جمله ايمان بر كتاب و نامهها وانكسان كه عقل و دين كردند گم * بر شما گويند آمنا بكم ليك چون خلوت كنند انگشت خويش * ميگزند از غيظتان بر دين و كيش گو بميريد اندر اين خشم و غرور * حق بود آگاه بر سرّ صدور وانچه را داريد اندر سينهها * از نفاق و حقد و خشم و كينهها گر شما را نيكىاى از حق رسد * آن خسيسانرا بد آيد از حسد ور بدى پيش آيد از كم يا زياد * ميشوند ايشان فرحناك از عناد صبر و پرهيز ار كنيد از بدنشان * هيچتان نبود گزند از كيدشان زانكه حق باشد محيط و مقتدر * بر همه اعمالشان در جهر و سر [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 121 تا 122 ] وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 121 ) إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 122 ) و هنگامى كه بيرون رفتى بامداد از اهلت مهيا ميكردى گروندگان را در نشيمنها براى كارزار و خدا شنواى داناست ( 121 ) چون قصد كردند دو گروه از شما كه بد دلى كنند و خدا بود ياورشان و بر خدا پس بايد توكل كنند گروندگان ( 122 )