محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

118

تفسير قرآن صفى على شاه

گر كه نفس از امر و نهيت خسته شد * ز امر و نهيت بسته‌اى كى رسته شد رستگارانند ايشان كاختيار * داده‌اند از كف به امر كردگار پس كنند ار امر و نهيى در طريق * نيست ز اغراض طبيعت بر فريق نيست سودى گر كه باشد از غرض * بل فزايد بر لجاج و بر مرض مرشد حق بىنياز است از مريد * نيستش در دل ز كس بيم و اميد جز به حق بر ممكنى محتاج نيست * ور نه او درويش و صاحب تاج نيست اين چنين كس نايب پيغمبر است * امر و نهيش از طريق ديگر است خلق را از راه دل خواند برب * نى چو ارباب مجاز از نطق و لب ور كه هم خواند ز لب مستحسن است * ظاهرش چون متفق با باطن است حاصل ايشانند ارباب فلاح * هر چه گويند آن بود صدق و صلاح [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 105 تا 109 ] وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 105 ) يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ( 106 ) وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 107 ) تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ ( 108 ) وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ( 109 ) و مباشيد مانند آنان كه متفرق شدند و اختلاف كردند پس آنچه آمد ايشان را حجتها و آن گروه از براى آنهاست عذابى بزرگ ( 105 ) روزى كه سفيد شود رويهايى و سياه شود رويهايى پس اما آنان كه سياه شد رويهاى ايشان آيا كافر شديد پس از ايمانتان پس بچشيد عذاب را بسبب آنچه بوديد كافر ميشديد ( 106 ) و اما آنان كه سفيد شد رويهاشان پس باشند در رحمت خدا ايشان در آن جاويدانند ( 107 ) اين آيتهاى خداست ميخوانيم آن را بر تو براستى و نيست خدا كه اراده كند ستمى از براى جهانيان ( 108 ) و مر خدا راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و بسوى خدا برگردد كارها ( 109 ) هم نباشيد از ولاى مطلقه * همچو ايشان در خلاف و تفرقه يعنى آنها كه نكردند التفات * بعد ازان كآمد بر ايشان بينات كفر و غفلتشان عذابى شد عظيم * همچنين ماندند اندر وى مقيم رويها روزى كه بعضى همچو ماه * هست نورانى و بعضى زان سياه آن كسانى كه تيره روى و كافرند * بر عذاب ناسپاسى در خورند گويد آيا زشت و خيره سر شديد * از پس ايمانتان كافر شديد پس چشيد اينك عذابى در جزا * آنچه را كافر شديد از ناسزا وانكسان كه روشن و نورانيند * جاودان در رحمت سبحانيند اين نشانيها و آيات خداست * كه بخواند بر تو آن را حق و راست نيست حق خواهنده بهر كس ستم * كو بخلقان خالق است و ذو النعم ظلم آيد ز احتياج اندر وجود * تا چه دارد حاجت آن خلاق جود ظلم كردى ظلم ديدى در جزا * از تو بود آن نى ز سلطان عطا هست از حق هر چه در ارض و سماست * سوى او برگشت جمله كارهاست [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 110 ] كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ ( 110 ) هستيد بهتر امتى كه بيرون آورده شد از براى مردمان مىفرمايد به خوبى باز ميداريد از ناشايسته و ميگرويد به خدا و اگر گرويدندى اهل كتاب هر آينه بودى بهتر مر ايشان را بر خويشان گروندگانند و بيشترين ايشان نافرمانند ( 110 ) مر شما باشيد بهتر امتى * تام در هر طاعتى و خصلتى هم چنان كاحمد خلاصهء انبياست * بر شما در كل نيكى رهنماست هم شما باشيد خاص اندر امم * نيست چيزى هيچتان از نامه كم اكملست و افضل اين قرن از قرون * حق بخير آمد شما را رهنمون مردمان را تا رهانيد از قصور * وز رسوم جاهليت وز شرور امر بر نيكى و نهى از فعل زشت * خلق را فرض است از نيكو سرشت پس نمائيد از طريق وعظ و پند * امر بر معروف و نهى از ناپسند بر خدا سازيد ايمان استوار * هم بتوحيد و بعدل كردگار گر كه آوردندى ايمان در ذهاب * بود بهتر بهر ارباب كتاب در حيات اعنى شدندى ز اضطراب * مطمئن و اندر قيامت از عذاب پاره‌اى ز ايشان بر ايمان لايقند * ليك اغلب سركشند و فاسقند [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 111 تا 112 ] لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذىً وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ( 111 ) ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ ( 112 ) ضرر نميرسانند شما را مگر اندك آزارى و اگر كارزار ميكنند با شما ميگردانند بشما پشتها را پس نصرت داده نميشوند ( 111 ) زده شد بر ايشان