ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

555

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

گياهان مختلفى روييده و نيز در آن چند كوه قرار دارد . رييس خدمتكاران آرامگاه نبوى و افرادى ديگر ؛ از آن جمله شيخ محمد اديب سرپرست فراشان جناب عالى كه يكى از مدرسان مسجد نبوى نيز بود ، براى خداحافظى به چاه عثمان آمدند . منزلگاه دوم از چاه رومه تا چاه ظعينى در ساعت يازده شب سه‌شنبه 25 محرم ، قصد حركت داشتيم ، ليكن در انتظار رسيدن سلطان مكله و شحر بوديم كه به همراه كاروان محمل او را تا شهر « وجه » همراهى كنيم ، از اين رو ، تعدادى از اسبهاى خود را براى كمك به حمل اثاث او و همراهى نامبرده فرستاده بوديم ، كاروان ما ناگزير در ساعت سه و نيم روز ، در زمينى هموار حركت خود را آغاز كرد و پس از يك ساعت به راهى سنگلاخى قدم گذاشتيم و در اين منطقه به مدت چهار ساعت و نيم مسير طى كرديم تا آن كه به راهى هموار افتاديم و مدت سه ساعت در اين مسير حركت كرديم تا سرانجام به چاه « ظعينى » رسيديم . در آغاز راه كوهها به هم نزديك بود و حدود چهار صد يا رد از همديگر فاصله داشتند و كم كم فاصله‌شان از هم بيشتر شد ؛ به طورى كه چاه ظعينى در ميدان وسيع و بازى قرار گرفت . مسير ما به سوى شمال غربى ، پنج ساعت و نيم و به سوى غرب يك ساعت و نيم به طول انجاميد . سپس يك ساعت و نيم هم در سمت شمال غربى حركت كرديم . در اين اقامتگاه دو چاه شور در كنار كوه غربى قرار داشت كه اطراف آن‌ها به وسيلهء درختانى پوشيده شده بود . عمق هر يك از دو چاه 6 متر بود كه هر يك از آنها معروف به « مندسه » بود . هيزم در اين دشت به مقدار فراوان وجود داشت . منزلگاه سوم از چاه ظعينى تا ملاليح در ساعت يازده و نيم از شب چهارشنبه ، 26 محرم ، به سوى شمال غربى به حركت درآمديم و مدت پنج ساعت و ربع به سمت ياد شده گام برداشتيم . پس از آن ، دو ساعت به سوى شمال حركت كرديم . اين مسير در فضايى وسيع و هموار بود كه كوهها از هم