ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
544
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
كه فضاى آرامگاه را از بيرون جدا نموده است . اولين شخصى كه اين ديوار را به وجود آورد ، ظاهر بيبرس بود . او در سال 668 هجرى اين ديوار را بنا كرد . در آغاز ، اين ديوار از چوب به ارتفاع حدود دو قامت يك شخص بود ، سپس پادشاه عادل « كتبغا » بر ارتفاع آن اضافه كرد و آن را به سقف مسجد رسانيد . سپس در سال 880 هجرى اين پنجره از مس ساخته شد كه در بالا آن را به نيم طاقهاى اطراف آرامگاه متصل كردند و سپس به وسيلهء ديوارى شبكهاى كه از مس ساخته شده بود ، خانه حضرت فاطمه عليها السّلام يا آرامگاه او را از ديوارهاى پنجگانه آرامگاه پيامبر جدا نمودند . همهء اين تغييرات ، در دوران قايتباى « 1 » صورت گرفت . از آن پس آرامگاه حضرت فاطمه عليها السّلام مستقل شد كه اين قسمت به وسيلهء دو درب ، به آرامگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله راه داشت . در عرف مردم مدينه ، آرامگاه پيامبر به حجره و دربهاى آن مشهور مىباشد . آرامگاه داراى شش درب مىباشد : دربى كه در سمت قبه قرار دارد و معروف به « باب التوبه » است . درب ديگرى در شرق آرامگاه است كه معروف است به « باب فاطمه عليها السّلام » . دربى در غرب قبه قرار دارد كه بدان « باب الوفود » گويند و درب شامى كه موسوم به « باب التهجّد » است و نيز دو درب در سمت راست و چپ مثلث درون آرامگاه قرار دارد . نخستين كسى كه ديوارهاى پنجگانه را پرده كشيد ، خيزران مادر هارون الرشيد بود كه با تورها و بندهايى از ابريشم بر آن ، پرده قرار داد . سپس ابن ابى الهيجاء ، وزير پادشاه مصر ، پردهاى از ابريشم سفيد گلدوزى شده كه قطعههاى نوشتهاى بر روى آن قرار داشت ، فرستاد . بر روى اين پرده حاشيهاى از ابريشم قرمز قرار گرفته بود كه بر روى آن سورهء يس نوشته شده بود . دو سال پس از آن ، « المستضىء » پردهاى از ابريشم بنفش كه نام او بر روى آن گلدوزى شده بود فرستاد و به
--> ( 1 ) - در جلد دوم تاريخ ابن اياس ( صفحه 220 و صفحه 232 ) آمده است كه قايتباى اين پنجرهء مسى را در شوال سال 888 هجرى با كاروان به مدينه فرستاد . وزن آن 400 قنطار است كه به وسيله هفتاد شتر به مدينه حمل گرديد و به همراه اين پنجره ، قرآن بىنظير بزرگى را بر روى يك شتر جداگانه ارسال نمود . اين قرآن به خط شاهين نورى بوده كه وى قبل از اتمام آن درگذشت و سپس به دستور سلطان ، شيخ خطاب آن را به پايان رسانيد .