ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
406
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
شده بود . در حجريه شش چاه قرار دارد كه اين چاهها داراى آب گوارايى بودند و عمق هر يك از آنها هفت متر بود . در اين منطقه علوفهء فراوانى جهت چهارپايان وجود داشت كه به قيمت گزافى فروخته مىشد . در اين استراحتگاه به شخصى مغربى برخورد كرديم كه مبتلا به آبله شده بود . نامبرده بر اثر اين بيمارى قدرت حركت را از دست داده و دوستانش او را بر روى تختى چوبى ميان درختان اقاقيا رها كرده بودند . دل ما بر او به رحم آمد و شترى براى او كرايه كرديم و او را بر آن سوار نموديم ، در حالى كه مردى را نيز مأمور خدمت او نموديم نامبرده در صد مترى انتهاى كاروان از بيم آن كه مبادا ميكروب بيمارى او به ما سرايت كند ، به حركت درآمد . كم كم آثار بهبودى بر اثر توجه ما و خوشحالى او در سيمايش نمودار گرديد و چنان كه به ما گفته شد ، اين مرد هزينهء شتران و افرادى را كه با او بودند پيشتر پرداخت كرده بوده است و پس از اين كه مبتلا به اين بيمارى شده ياران او مبلغ چهل جنيه باقىماندهاش را كه همراه او بوده است برداشتهاند و او را در جنگلى كه فقط حيوانات درنده به او نزديك مىشوند ، رها نمودهاند ! طبق اطلاعى كه از اهالى مدينه به من داده شد ، نامبرده شفا يافته و همسفران خود را پيدا كرده و پولهاى خود را از آنان پس گرفته است . روز دوازدهم ، در ساعت يازده بامداد روز دوشنبه دهم محرم از حجريه خارج شديم و يك ساعت و نيم به سوى شمال غربى و دو ساعت به سمت شمال شرقى سپس هشت ساعت و نيم به سوى شمال غربى راه پيموديم و در راه از ساعت پنج صبح تا ساعت يازده استراحت كرديم سپس به مسير خود ادامه داديم تا اين كه در ساعت 5 شب به موازات استراحتگاه « غرابه » رسيديم و شام را در آنجا صرف نموديم . اين مسير راهى هموار بود كه در آن كوهها از هم دور و زمين آن صاف و قابل كشت بود . نيم ساعت پس از حركت ما از حجريه ، باد شديدى وزيدن گرفت به طورى كه گرد و غبار و خاكها آنچنان در هوا پخش گرديد كه هر شخص ، همراه خود را نمىتوانست ببينند . اين باد موجب كندى حركت شتران گرديد . در اين حال بود كه دستان نياز خود را به سوى پروردگار بلند كرديم و براى رفع باد به درگاهش استغاثه نموديم . نيم ساعت پس از غروب ، وزش باد