ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

373

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

سپس آل ثمود و پس از آن بنى ثقيف در آن زندگى كرده‌اند و در دوران جاهليت بت « لات » در آن قرار داشته و ثقيفيان به جاى پروردگار ، آن را مىپرستيدند . اين بت در هيئت مردى قرار داشت كه در حال خوراندن حاجيان از سويق « 1 » روغن مال بود . و بنابر روايات تاريخى درباره ارتباط ثقيف با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در سال هشتم به قصد تسخير آن سرزمين ، عازم آن ديار گرديد و آنان را در محاصره قرار داد و هنگامى كه خداوند پيروزى را براى او تقدير نفرمود ، از محاصرهء آنان دست كشيد و فرمود : « ألّلهمّ اهد ثقيفا و ائت بهم » « 2 » خداوند دعاى او را اجابت نمود و در سال نهم ، ثقيف هيأت شش نفرى را به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرستادند و شرط اسلام خود را آن قرار دادند كه سه سال بت « لات » را عبادت كنند و با امتناع پيامبر ، زمان را كوتاهتر كرده و تقاضاى مهلت دو ساله و يك ساله و عاقبت به يك ماه بسنده كردند كه مورد قبول پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قرار نگرفت و به نظر مىآيد كه هدف آنان از اين شرط اين بود كه قوم خود را به تدريج آمادهء پذيرش اسلام نمايند ، ليكن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله با ردّ خواستهء آنان ، اصرار بر منهدم نمودن بت به وسيلهء ابو سفيان و مغيرة بن شعبه را داشت و از ديگر شرطهاى هيأت ياد شده ، اين بود كه پيامبر آنان را از خواندن نماز و شكستن بت لات معذور دارد ، پيامبر شرط دوم آنان را پذيرفت ليكن از پذيرفتن شرط اولشان سرباز زد و فرمود : « لا خير في دين لا صلاة فيه » ؛ « دينى كه نماز نداشته باشد رستگارى در آن وجود ندارد » و بدين ترتيب ثقيف در جرگه مسلمانان وارد شد . اميران مكه امارت مكه تا سال 358 ه . در اختيار فرستادگان خلفا قرار داشت پس از آن در اختيار اشراف حسنى قرار گرفت و اين منصب تا زمان ما - 1343 ه . در ميان آنان باقى است . سپس مكه به وسيلهء وهابيها ، همچنانكه مردم آنها را چنين نامند و يا « إخوان » بنا به گفتهء خودشان تصرف گرديد .

--> ( 1 ) - سويق - خوراكى است كه از خرما و آرد به دست مىآيد . ( 2 ) - « خداوندا ! ثقيف را هدايت فرما و آنان را به سوى من بفرست . »