ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
327
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
هجرى به مشركين داد و عتّاب بن اسيد امير مكه اجازه حركت را به مسلمانان داد . از ديگر مناصب عربهاى جاهلى ميزبانى بود كه آنان حجاج را در زمان جاهليت گرامى مىداشتند . از هاشم بن عبد مناف نقل شده است كه چون موسم حج فرا مىرسيد به قريش مىگفت : اى گروه قريش شما همسايگان خدا و ساكنان خانه او هستيد ، خداوند خود شما را گرامى داشته و بدين كار اختصاص داده است و بهتر از هر همسايهاى حقوق شما را حفظ و رعايت كرده است . اكنون شما مهمانان او را كه از همه سرزمينها ، خاك آلود و ژوليده پيش شما مىرسند گرامى داريد . درباره قصى بن كلاب بن مره نيز همانند هاشم نقل گرديده است كه پس از دستور او ، همه ساله از ثروت خود پول فراوانى را به اين كار اختصاص مىدادند و در اختيار رفاده « 1 » قرار مىدادند كه به وسيلهء آن در موسم حج به حجاج در مكه و منا غذا داده شود كه پس از ظهور اسلام تا مدتى اين رسم برقرار بود . عقب انداختن ماهها كه مقصود تأخير انداختن ماه از جاى اصلى خود بود . در دوره جاهلى برخى از ماهها را به فراموشى سپرده و تأخير مىانداختند و اين بنا به خواستهاى بود كه آنان در صدد بودند در يكى از ماههاى حرام آن را انجام دهند . اگر كسى قصد جنگ در ماه محرّم را داشت در كنار كعبه مىايستاد و مىگفت : اى مردم ماه محرم من صفر است ! يعنى محرم را تأخير انداخته و به فراموشى سپردم و اعراب آن ماه را به حساب نمىآوردند و بدان صفر المحرم مىگفتند و در واقع از شمار ماهها مىكاستند . به ماه صفر و ربيع الأول ، صفر اول و دوم مىگفتند و ربيع الثانى و جمادى الأول ، ربيع الأول و ربيع الثانى مىخواندند و به جمادى الثانى و رجب ، جمادى الاول و ثانى مىگفتند و شعبان را رمضان و رمضان را شعبان و شوال را رمضان و ذى القعده را شوال و ذى الحجه را ذى القعده مىناميدند و به محرم ، ذى الحجه مىگفتند . اين كار را يك سال در ميان ، انجام مىدادند كه ذى الحجه پس از بيست و چهار سال به جاى اوليهء خود برمىگشت و در نتيجه مراسم حج در عمل
--> ( 1 ) - رفاده سنتى بوده كه عرب از حاجيان و مهمانان خدا به وسيلهء غذا پذيرايى مىكرده است . « مترجم » .