ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

320

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

جوانان مكه نگاههاى خود را به سويش انداختند و او سرانجام با يكى از قريشيان ازدواج نمود . همچنين زن ديگرى كه از زيبايى بهرهء بسيار داشت ، برهنه به طواف پرداخت ، مردى او را ديد و شيفته‌اش گرديده او خود را وارد مطاف كرد و در كنار آن زن به طواف پرداخت كه شايد دستى به او برساند ! پس بازوى خود را به بازوى او زد كه ناگاه بازوان آن دو به يكديگر چسبيد و هر دو ترسان و خجل از سوى محلهء بنى سهم از مسجد بيرون رفتند در حالى كه از عقوبت اين كار هراسان بودند . پيرمردى از قريش آن دو را خارج از مسجد ديد و از داستان ايشان پرسيد . چون موضوع را گفتند ، بدانان گفت : به محل طواف برگردند و دعا كنند و خالصانه تصميم بگيرند كه ديگر دست به چنين گناهى نزنند . چنان كردند و بازوان آن دو از يكديگر جدا شد و هر كدام به راه خود رفتند . اين رسم زشت و پليد را اسلام از ميان برداشت . رسول خدا چون در سال نهم هجرى حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام را به سوى ابو بكر كه در آن زمان امير الحاج از سوى پيامبر بود فرستاد و پس از عزل وى ، خود حامل پيام پيامبر بود شد تا در ميان مردم و حجاج ، اين چهار فرمان را ندا دهد : 1 - هيچكس برهنه بر گرد كعبه طواف نكند 2 - هيچكس بدون اين كه ايمان آورد به بهشت وارد نخواهد شد 3 - پس از اين سال ، مشركان حق ندارند به همراه مسلمانان وارد حرم شوند 4 - هر كسى از مشركان با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله عهد و پيمانى دارد مدت اعتبار آن فقط چهار ماه خواهد بود و هر كسى عهد و پيمانى با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نداشته است فقط چهار ماه مهلت دارد . اين مطلب برگرفته از اين آيات مىباشد : يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ - عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ، قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ « 1 »

--> ( 1 ) - اعراف : 31 و 32