ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
311
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
ابو طاهر مدت يازده روز در مكه ماند و در روز چهاردهم ذى الحجه ، حجر الأسود را از جايگاه خود كند و آن را به همراه خود به بحرين برد . جايگاه حجر الأسود سالها خالى ماند و مردم براى تبرك ، دستان خود را در آن مىنهادند . در روز نحر ( عيد قربان ) سال 339 ه . سنبر بن حسن قرمطى به همراه حجر الأسود به مكه آمد و به علت شكافهايى كه بر سنگ ، پس از كندن آن ، بوجود آمده بود ، نوارى از نقره به دور آن قرار داده و با دستان خود آن را در جايگاه اوّليهاش قرار داد . سپس بنّايى كه به همراه او آمده بود ، با گچ اطراف آن را مستحكم نمود . در اينجا سنبر گفت : با قدرت الهى آن را برديم و به مشيت او آن را باز گردانيديم . اين سنگ پيش از بازگشت حاجيان از منا در جايگاه خود قرار گرفت . حجر الأسود مدت بيست و دو سال ، چهار روز كم ، در اختيار قرامطه بود . خليفهء بغداد كوشش كرد كه حجر الأسود را در ازاى پنجاه هزار دينار از آنان پس گيرد ليكن حاضر نشدند و گفتند با فرمانى آن را برديم و بدون فرمان آن را باز نمىگردانيم . ديگر از اعمالى كه اين گروه انجام دادند ، درب كعبه را از جاى كنده و به همراه پردهء كعبه آن را به ديار خود بردند . « 1 » در سال 340 ه . پردهداران ، حجر الأسود را از جاى خود كندند و از ترس ربوده شدن ، آن را در داخل كعبه قرار دادند . سپس طوقى از نقره بر آن قرار دادند و آن را در جايگاه خود نهادند . گفته مىشود اين نقره به ارزش 5 / 3097 درهم بوده است . در روز يازدهم ذى حجه سال 413 ه . مردى با يك پتك سه ضربه بر حجر الأسود زد و به صورت آن آسيب رساند كه در اثر آن تكههايى از سنگ به اندازه ناخنها ، از آن جدا گرديد . بنى شيبه آن تكهها را جمعآورى كردند و به وسيلهء خميرى از مشك و لاك آنها را
--> ( 1 ) - در زمان خلافت معتمد عباسى ( سال 256 - 279 ه . ) شخصى در سواد كوفه ظهور كرده كه به او قرمط گفته مىشد . نامبرده مردمان سواد و دهكدههاى آن را كه داراى دين و عقل نبودند به سوى مذهب خود فرا خواند . آنان نيز دعوت او را پذيرفتند . وى سالها با خلفاى عباسى و سپاهيان آنان جنگيد و كشتار فراوانى در ميان مسلمانان راه انداخت .