ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

263

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

خالد گفت : پس از اين ديگر آنان مزاحمتى براى تو ايجاد نخواهند كرد و دستور داد تعدادى نگهبان با چوبدستىهايى در دست در هر ركن نشسته و زنان را از مردان جدا مىكردند . اين مطلب را زمخشرى نيز دربارهء خالد آورده است كه وقتى سرودهء يكى از بزرگان انصار به خالد رسيد : ليتنى فى المؤذنين نهارى * إنهم يبصرون ما فى السطوح فيشيرون أو يشير إليهم * بالهوى كلّ ذات دل مليح « 1 » خالد دستور داد كه مناره‌ها را منهدم كنند و فرزدق در اين باره چنين سرود : ألا قبح الرحمن ظهر مطية * أتت تتهادى من دمشق بخالد و كيف يؤم الناس من أمه * تدين بأنّ اللّه ليس بواحد بنى بيعة فيها الصليب لأمه * و يهدم من كفر منار المساجد « 2 » نخستين شخصى كه جايگاهى براى نماز مردان و بانوان به وجود آورد ، على بن حسين هاشمى بود . به دستور نامبرده طنابهايى به ستونهاى محل نشستن بانوان بسته شد و آنان را بدين وسيله از مردان جدا كردند . در سال 1320 ه . قسمتى از مسجد الحرام را به وسيلهء ستونهاى چوبى به ارتفاع دو متر از ساير قسمتها جدا نمودند كه اين قسمت به بانوان اختصاص يافت . ( عكس ص 264 بانوان را در قسمت ياد شده در حال ايستاده و نشسته و ركوع و سجود ملاحظه مىكنيد كه پس از مدتى به وسيلهء شريف عون رفيق پاشا اين قسمت برچيده شد ، به طورى كه در سفر حج سال 1325 ه . آنها را نديدم ) .

--> ( 1 ) - اى كاش با اذان‌گويان روز بودم * آنان بر آنچه در بامها است چشم دارند اينان يا آنان به يكديگر اشارات * عاشقانه با زيبارويان مىكنند ( 2 ) - خدا مرگ دهد چهارپايى را * كه در پشت خود خالد را از دمشق آورد چگونه امامى براى مردم است كه مادرش * معتقد است كه خدا يكى نيست او كليسايى با صليب براى مادرش ساخت * ولى از روى كفر ، منارهء مساجد را منهدم مىكند