ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

232

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

قرار داشت ، آغاز كردند و در مقابل آن در بخش پايين مسجد الحرام دروازه‌اى ساختند كه به محله الخزاميه گشوده مىشد . - اين همان باب الحزوره يا باب البقّالين مىباشد - و گفتند اگر سيل بزرگى بيايد و داخل مسجد شود مىتواند از آن درب روبرو بيرون رود . در زمان خلافت هارون الرشيد ، امير مكه عبد اللّه بن محمد بن عمران طلحى ، سايبانى جهت مؤذنان بر بام مسجد الحرام ساخت كه در روز جمعه در زير آن اذان گويند . مؤذنان بيشتر در روزهاى جمعه در زمستان و تابستان بر بام مسجد اذان مىگفتند . پس از ساختمان و توسعهء مسجد الحرام توسط مهدى عباسى ، توسعهء ديگرى در مسجد داده نشد ، مگر توسعهء دار الندوه در سمت شامى ( - شمالى ) و توسعهء باب ابراهيم در سمت غربى . علّت توسعهء اوّلى ، چنان كه فاسى از اسحاق خزاعى آن را نقل كرده ، چنين بوده است كه عده‌اى از نيكان و اهل خير به وزير « 1 » خليفهء زمان ، معتضد عباسى نامه‌اى نوشته و متذكر شدند كه دار الندوه ويران شده و ( به محل رفتگران تبديل گرديده است ) ، ملحق نمودن آن به مسجد ، كار پسنديده و شريفى است كه براى هيچ يك از خلفاى پس از مهدى فراهم نشده است و سبب پاداش اخروى و باقى ماندن نام او خواهد بود . هنگامى كه معتضد در جريان مطلب قرار گرفت ، اين درخواست در ذهن او تقويت گرديد و نسبت به انجام آن تمايل شديدى پيدا كرد . بنابراين پول زيادى را جهت انجام آن ارسال نموده و انبوه زباله‌ها را از دار الندوه خارج كرد و آن را ويران ساخت و از نو مسجدى در آن بنياد گذارد و آن را به مسجد الحرام ملحق نمود اين مسجد داراى ستونها و طاق‌ها و رواق‌هايى بود كه سقف آن از چوب ساج زينتى آراسته شده و زراندود گرديده بود و سپس ديوار مسجد الحرام را شكافته و دروازه‌اى با 6 لنگه در زير 6 نيم طاقى قرار داد ، پهناى هر درب پنج ذراع و ارتفاع آن يازده ذراع بود . در زير نيم‌طاق‌هاى بزرگ شش نيم طاق كوچك ساخته شد كه در زير هر يك از آنها دربى به وسعت دو ذراع و نيم و ارتفاع هشت ذراع و ثلث قرار داده شد . در اين توسعه سه درب از دار الندوه به خيابانهاى اطراف آن گشوده و دو درب دو لنگه و يك درب يك لنگه در آن قرار داد و

--> ( 1 ) - عبيد اللّه بن سليمان بن وهب بوده است « مترجم » .