ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
200
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
قطع شد و به مكه نرسيد . مردم مكه ناگزير رو به سوى چاههايى در اطراف مكه بنام « عسيلات » آوردند . اين چاهها در بالاى مكه و نزديك به منطقه منحنى قرار داشت همچنين از چاههاى پايين مكه ، در راه تنعيم كه بنام « زاهر » بود استفاده مىكردند . همچنين در همين هنگام چشمه عرفات نيز قطع شد ، به صورتى كه حجاج آب را از مناطق بسيار دورى با خود به عرفات مىآوردند و حجاج فقير در اين روز و در صحراى عرفات ، جز آب چيز ديگرى طلب نمىكردند . بعضى از قدرتمندان ، در روز عرفه آب را از نقاط دوردستى تهيه كرده و به اين منطقه مىآوردند و با قيمت گزافى آن را به حجاج مىفروختند . علّامه قطب الدين حنفى در اين مورد مىگويد : در آن ايام به همراه پدرم - رحمة اللّه عليه - به مكه رفته بودم ، آبى كه از مكه به همراه خود به عرفات برده بوديم به پايان رسيد ، مشك بسيار كوچكى را كه هر شخصى مىتوانست با دو انگشت آن را بلند كند به مبلغ يك دينار طلا خريدم . فقرا در آن روز شريف ، دهانها را باز كرده و همه نالهء عطش را سر داده بودند . همهء خانواده ما از آن مشك آشاميديم و مقدارى از باقىماندهء آن را به فقرا بخشيديم . سپس بار ديگر تشنه شديم در اين هنگام زمان وقوف در عرفات رسيده بوده ، در حالى كه تمامى حجاج فرياد از تشنگى و عطش داشتند ، ناگهان باران باريدن گرفت به طورى كه آب همانند سيل از جانب رحمت الهى سرازير شد . در اين حال كه مردم همه در زير جبل الرحمه ايستاده بودند آب را از اطراف پاى خود نوشيده و به چارپايان نيز نوشانيدند كه اين وضعيت حاجيان را به گريه شوق و اميدوارى به رحمت پروردگار واداشت . سپس سلطان سليمان طى فرمانى دستور تعمير چشمه مكه ( چشمه حنين ) و چشمهء عرفات را صادر كرد . ناظرى بنام مصلح الدين مصطفى كه در مكه زندگى مىكرد ، از سوى سلطان براى نظارت بر همين چشمهها تعيين گرديد . نامبرده كوشش فراوانى كرد تا اينكه آب چشمهء مكه جريان پيدا كند و از پايين آن به آبگير ماجن رسيد . همچنين با تعميرى كه از چشمه عرفات به عمل آورد ، تمامى آبگيرهاى آن مملو از آب شد كه اين در سال 931 هجرى بود . سپس مصلح الدين ، تعدادى غلام سياه خريد و خوراك آنان را از خزانهء سلطنتى مىپرداخت ، در ازاى آن ، همگى را در چشمه و قناتها و نهرها به كار گرفت و