ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

118

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

عزت و بزرگى براى اسلام و مسلمانان بود . به همين سبب ، دوست داشتيم اين غار را با چشمان خود ببينيم ، پس پيش از طلوع آفتاب روز هيجدهم ذى الحجه سال 1318 ه . ( 8 آوريل سال 1901 ) از مكّه به سوى اين غار عزيمت كرديم ، همراهان عبارت بودند از : حضرات شيخ محمد طموم و شيخ محمد احمد السيوطى ، ( دامادهاى ما ) و گروهى از حجاج به همراه تعدادى از سربازان براى حفاظت گروه از آسيب اعراب در بيابان خالى و كم رفت و آمد . به سمت جنوب حركت كرده و قبل از رسيدن به كوه ، نماز صبح را به جاى آورديم . مسير اردوگاهمان در شيخ محمود تا كوه را كه حدود پنج و نيم مايل بود با حركت معمولى اسبان ، در يك ساعت و بيست دقيقه طى نموديم . راه ميان مكّه و اين كوه ، كوهستانى بود به طورى كه كوهها ، دو سوى جاده را دربر گرفته بودند و گردنه‌اى نيز در آن قرار داشت كه نخست از آن بالا رفته و سپس سرازير گشتيم . گذراندن اين گردنه بيش از سه دقيقه طول نمىكشد . در بين راه هفت علامت سنگى پوشيده با گچ در سمت چپ شخصى كه به سوى كوه در حركت است ، قرار دارد . اين ستون‌هاى سنگى بر روى برآمدگىهايى از زمين ساخته شده و بلندى آنها سه متر و قاعده آن يك متر مربع بود كه به صورت هرمى در انتها در مىآيد . فاصله ميان دو ستون از ستون‌هاى ياد شده ، فاصله‌اى در حدود دويست الى هزار متر مىباشد و هر يك از ستون‌ها ، در پيچ و خم‌هاى مسير قرار داده شده است تا افرادى كه قصد رفتن به كوه را دارند ، گمراه نگردند . هنگامى كه به كوه رسيديم ، نيروى خود را به دو قسمت تقسيم كرده ، گروهى به همراه ما به بالاى كوه صعود نموده و گروهى ديگر در پاى كوه براى محافظت ما ، از گزند احتمالى اعراب ، باقى ماندند . حركت به بالاى كوه ، حدود يك ساعت و نيم به طول انجاميد ؛ زيرا مسير حركت ما داراى پستى و بلندى زيادى و به شكل حلزونى و مارپيچ بود . از اين رو هر 5 دقيقه به مدت يك تا دو دقيقه مجبور به استراحت بوديم و گاه به سبب ياد شده ، مجبور بوديم پنج دقيقه‌اى استراحت كنيم . تا نيمهء كوه تعداد پنجاه و چهار پيچ را محاسبه كردم كه گاه بالا