بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
879
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
عبادت نميكنم آن اصنامى را كه شما عبادت آن ميكنيد وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ و نيستيد شما عبادت كنندگان مر آن چيزى را كه من عبادت ميكنم يعنى پروردگار عالم و عالميان را وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ و نيستم من عبادت كننده آنچه را كه عبادت كرديد وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ و نيستيد شما عبادت كنندگان آنچه را كه من عبادت ميكنم و تكرار اين فقرات باعتبار تكرار در سبب نزول است و حاصل فقرهء اولى نفى عبادت در سالست و فقرهء ثانيه نفى عبادت در شهر و بعضى كه قائل به آن سبب نزول نيستند گفتهاند كه فقرهء اولى نفى عبادت در زمان مستقبل است و فقرهء ثانيه نفى عبادت در زمان حال و بعض به عكس گفتهاند تا تكرار لازم نيايد اگر كسى گويد كه اخبار از نفى عبادت حالى را فائده مترتب نيست زيرا كه بر همگنان معلومست كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله درين وقت عبادت اصنام نميكند جواب گوئيم كه اين اخبار به جهت رفع توهم اهل جاهليت است كه مبادا گمان كنند كه حضرت در خفيه عبادت اصنام مىكند مخفى نماند كه مناسب لفظ ما عبدتم فعل ماضى در آيهء « وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ » اين بود كه در آخر چنين بگويد كه و لا انتم عابدون ما عبدت صيغهء ماضى متكلم وحده به اين معنى كه و نيستيد شما عبادت كنندگان آنچه را كه من عبادت كردم ليكن چون عبادت كفار مر اصنام را در زمان گذشته و قبل از بعثت واضح و مشهور بود بنا برين دربارهء ايشان ما عبدتم گفت بخلاف عبادت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله كه قبل از بعثت در زمان گذشته چون واضح و مشهور نبود بنا برين در باب آن حضرت فعل ماضى نياورد و فرمود « ما اعبد » بجاى « ما عبدت » و ايضا مخفى نماند كه ايراد كلمهء ما كه موضوع براى غير ذوى العقول است دربارهء آلههء كفار كه اصنامند موجه است و اما ايراد آن دربارهء معبود حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله كه اعلم عالمين است وجه ظاهر نيست بلكه لازم در اينجا ايراد كلمهء من بود كه موضوع براى ذوى العقول است ؟ جواب گوئيم كه ايراد كلمهء ما مطلقا اشعار بر اينست كه مراد در