بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

847

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

حركت عنيف ما و اسبان ما در معرض تلف آيند حضرت امير اين گروه را دل آسا كرد و بمژدهء فتح چنانچه از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله شنيده بود ايشان را قوى دل گردانيد و بسرعت تمام خود را باهل يابس رسانيد و آن گروه خبردار شده جمعى از ابطال رجال را فرستادند كه شما چه كسانيد و بچه كار آمده‌ايد ؟ حضرت امير فرمودند كه منم على بن ابى طالب پسر عم رسول خدا و برادر او و رسول او بسوى شما و دعوت ميكنم شما را به گفتن كلمهء شهادتين تا آنكه از آسيب ذو الفقار من ايمن باشيد آن گروه گفتند كه مدتى بود كه ما تو را ميخواستيم . ان دولتى كه ميطلبيديم سالها * پرسيده راه خانه و خود بر در آمده فردا ميان ما و شما تيغ آبدار حكمست روز ديگر آتش قهر اسد اللَّه الغالب خر من حيات آن خاكساران را بباد فنا داد و جنود ظفر قرين اسلام ذرارى آن گروه را اسير و دستگير كردند و ديار ايشان را خراب كرده با اموال بسيار و غنايم بيشمار متوجه خدمت سيد ابرار صلى اللَّه عليه و إله ما دامت الليل و النهار شدند و قبل از رسيدن ايشان بمدينه جبرئيل امين عليه السّلام خبر اين فتح نامدار را به حضرت رسانيد و حضرت باهل اسلام اعلام نمود و با جميع اهل مدينه باستقبال امير المؤمنين عليه السّلام مقدار سه ميل بيرون خراميدند و چون چشم مبارك امير المؤمنين به پيكر نورانى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله افتاد از مركب فروز آمد و حضرت نيز از كمال توجه فروز آمدند و امير المؤمنين عليه السّلام را در بغل مبارك خود درآورده بوسه بر جبين مبين آن بهترين آل طه و يس دادند و بعد ازين عرض غنايم و اسارى به آن حضرت نمودند و پس ازين حكايت حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه در هيچ جنگى حق تعالى اينچنين غنيمتى نصيب لشكر اسلام نكرده بود مگر در جنگ خيبر كه غنائم آن مانند غنائم اهل يابس بود درين جنگ مانند انهزام در جنگ خيبر بود و حق سبحانه و تعالى در آن روز سورهء و العاديات را نازل گردانيد و فرمود :