بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
838
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
تعالى كه اين صفت دارد كه يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً ميخواند بر ايشان صحيفههاى پاكيزه از كذب و افترا يعنى ميخواند قرآن را فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ در آن صحف نوشتههائيست راست پس بعضى از آنها كه در بحر عناد و لجاج نيفتاده بودند ايمان آوردند و بعضى ديگر بمحض عناد مستغرق بحر ضلالت و گمراهى شده قبول ايمان نكردند وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ و متفرق نشدند و اختلاف نكردند آنانى كه داده شدهاند كتاب تورية و انجيل إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ مگر از پس آنكه آمد بديشان حجت ظاهره كه محمد مصطفى رسول خداى تعالى است تخصيص اهل كتاب بافتراق اشارت بر شناعت حال ايشان است كه با وجود علم بحقيقت رسالت پيغمبر آخر الزمان اينچنين كار كردند و حاصل كلام آنكه اهل كتاب قبل از بعثت همه مجتمع بر تصديق پيغمبر آخر الزمان بودند زيرا كه نبوت او را در تورية و انجيل خوانده بودند ليكن بعد از بعثت متفرق شدند برخى بر كفر خود باقى ماندند و بعضى بحليهء اسلام محلّى گشتند مخفى نماند كه بنا برين توجيه مناقضهاى كه بعضى درين آيات گمان كردهاند مدفوعست و بيان مناقضه چنين كردهاند كه حاصل آيهء لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا تا آخر اينست كه لم يكن الذين كفروا منفكين عن كفرهم حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ التي هى الرسول و مفاد اين آنست كه كفار منفك نميشوند از كفر مگر نزد آمدن رسول و بعد از آمدن رسول هم همه بدين حق ميآيند و از آيهء وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ معلوم مىشود كه آمدن پيغمبر باعث افتراق و اختلاف ايشان گرديد نه گرويدن همه بدين حق و حاصل دفع اينست كه اهل كتاب و مشركين تابعين ايشان قبل از آمدن رسول مجتمع بودند بر اينكه ما از كيش خود نميگذريم مگر آنكه پيغمبر و رسول موعود در تورية و انجيل بيايد پس اين آيت حكايت از مقال و حال ايشانست و بعد ازين ميفرمايد كه آمدن رسول باعث انفكاك ايشان از كفر نشد بلكه نبود افتراق و اختلاف ايشان مگر بعد از آمدن رسول و اللَّه اعلم بحقايق الكلام وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ و