بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
834
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
آن امر كه پيغمبر و اوصياء اويند اعلام مينمايند چنانچه ابو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « قوله تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ اى من عند ربهم على محمد و آل محمد بكل امر » و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام به اين مضمون روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت روزى حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله در حضور تيمى و عدوى يعنى در حضور ابو بكر كه جد خامس او تيم بن مرة بن كعب بن لؤى است و در حضور عمر كه جد سابع او عدى بن كعب بن لؤى است سورهء قدر خواند و فرمودند كه حق تعالى فرموده تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ آيا ميدانيد كه اين ملائكه و روح بر كدام كس نازل ميشوند و كل امر را به او اعلام مينمايند ؟ ايشان گفتند كه آن كس تويى اى رسول اللَّه پس حضرت فرمود كه آيا ليلة القدر و نزول ملائكه و روح بر هر كار معتد به بعد از من نيز خواهد بود ؟ گفتند آرى پس حضرت فرمود كه بسوى كدام كس فروز ميآيند گفتند ما نميدانيم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه در اينوقت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله سر مرا در كنار گرفت فرمود اگر ندانستهايد پس بدانيد كه اين است بعد از من كه حامل اخبار فرشتگان و صاحب كل امرست . بعضى را اعتقاد است كه ليلة القدر باقى نيست و بعد از قبض روح مقدس حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله آن را به آسمان بردند و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « يقول اهل - الخلاف لامر اللَّه عز و جل مضت ليلة القدر مع رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و إله فهذه فتنة اصابهم خاصة و بها ارتدوا على اعقابهم لانهم ان قالوا لم يذهب فلا بد ان يكون للَّه عز و جل فيها امر و اذا اقروا بالامر لم يكن له من صاحب بد » يعنى ميگويند آنانى كه خلاف امر خداى تعالى ميكنند گذشت شب قدر و رفت با رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و إله پس اين فتنه و اختلافيست كه رسيده بر اهل اسلام و بس و بسبب اين فتنه و اختلاف برگشتند بر پاشنههاى خود يعنى مرتد شدند با وجود دعوى اسلام چه اگر ايشان گويند و اقرار كنند كه شب قدر نرفته پس ناچار است كه بوده باشد خداى تعالى را در آن شب امرى و هر گاه اقرار