بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
824
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
تفسير « الذى خلق » روايت كرده كه « يعنى خلق نورك القديم قبل الاشياء » و در تفسير خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ روايت كرده كه « يعنى خلقك من نطفة و شق منك عليا » يعنى خلق كرد تو را اى محمد از نطفه و بيرون آورد از نطفهء تو على عليه السّلام را چنانچه از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله به صحت رسيده كه فرمودند « انا و على من نور واحد » اقْرَأْ تأكيد اقرأ اولست يعنى بخوان نام نامى پروردگار خود را وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ و پروردگار تو زايد است در كرم بر جميع كريمان و ميتواند كه اكرم بمعنى كريم باشد زيرا كه فى الحقيقه كريم اوست و بس تعالى و تقدس الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ آن پروردگارى كه تعليم داده نوشتن بقلم را تا بدين وسيله علمى كه حكم وحشى دارد بقيد در آيد و بعضى گفتهاند كه مراد از علم بالقلم اينست كه حق تعالى آدم عليه السّلام را تعليم خط كرد و اشهر اينست كه اول كسى كه خط نوشت حضرت ادريس عليه السّلام بود على بن ابراهيم روايت كرده كه علم بالقلم يعنى علم على بن ابى طالب عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ يعنى علم عليا من الكتابة ما لم يعلم قبل ذلك بنا برين عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ بيان تفصيل اجمال علم بالقلم خواهد بود و معنى مشهور اينست كه بياموخت آدمى را آنچه را كه نميدانست از امور دين بنصب دلائل و انزال آيات ذكر . تعليم قلم و ما لم يعلم كه اشرف اشياست بعد از ذكر خلق انسان از علق كه اخس اشياست اشارتست بر اينكه حقتعالى آدمى را از احسن مراتب باشرف مقامات رسانيده كَلَّا يعنى حقا كه إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى بدرستى كه آدمى هر آينه طغيان ميورزد و از حد حكم الهى درميگذرد أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى به جهت آنكه دانست نفس خود را كه مستغنى شده از پروردگار و توانگر شده بكثرت عشاير و اموال ، بنا برين ترجمه ان رآه مفعول له ليطفى است و استغنى مفعول ثانى رآه است و تقدير مجموع چنين است كه « لأن رآه مستغنيا » و چون حق سبحانه و تعالى در اول سوره بيان معرفة اللَّه و قدرت كاملهء او نمود در اينجا بيان مىكند كه سبب اصلى غفلت از معرفة اللَّه حب دنيا و اشتغال مال و جاه دنياست و بر