بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

796

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

خداى تعالى آن را وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها و قسم بمطلق نفوس و يا قسم بنفس گرامى آدم و مراد از نفس ذاتست و بحكيمى كه تسويه فرمود در خلقت آن نفس و عدالت به كار برد و يا براست كردن خداى تعالى آن را تقدير اسم خداى تعالى در صورتى كه ما آن را مصدرى بگيرند ازينجهت است كه ماء مصدريه فعل را از فاعل مجرد ميسازد و بعد از تجريد عطف فالهمها فجورها كه بعد ازين ميآيد باعث اخلال در نظم قرآنيست زيرا كه بنا برين عطف بايد كه فاعل الهام همان فاعل تسويه باشد و هر گاه در تسويه فاعل مأخوذ و ملحوظ نباشد كلام از نظم و ربط مىافتد چنانچه بر كسانى كه ربط بر مساق عبارات دارند مخفى و پوشيده نيست فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها پس بعد از تسويه الهام كرد فاعل تسويه كه خداى تعالى است بر آن نفس گناه او را و پرهيزكارى او را يعنى خداى تعالى اعلام نمود نفس را كه فجور و عصيان قبيح است و تقوى و طاعت حسن و تمكين و اقتدار داد او را در اختيار نمودن هر كدام از قبيح و حسن « و فى اصول الكافى عن الصادق عليه السّلام قوله فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قال بين لها ما تأتى و ما تترك » يعنى بيان كرد خداى تعالى براى نفس آنچه را كه بايد بيارد و بكند و آنچه را كه بايد ترك نمايد مخفى نماند كه عالم شهادت كه آن عالم اجسامست منقسم مىشود به بسيط و مركب و بسيط منقسم مىشود بعلوى و سفلى و مركب را اقسام بسيار است و اشرف آن ذوات الانفس‌اند پس خداى تعالى اشارت ببسائط علويه كرده فرمود وَ السَّماءِ وَ ما بَناها و ببسائط سفليه اشارت كرده فرمود وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها و اشارت باشرف اقسام مركبات كه ذوات الانفس‌اند كرده فرمود وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها حاصل سخن آنكه قسم خوردند بامور عظيمهء شريفهء انفسى و آفاقى جواب قسم اينكه قَدْ أَفْلَحَ اى لقد افلح زيرا كه ادخال لام بر جواب قسم لازم است و در اينجا به جهت طول كلام محذوف گرديد يعنى هر آينه بتحقيق رستگار شد مَنْ زَكَّاها كسى كه پاكيزه كرد نفس خود را از قبايح و فواحش وَ قَدْ خابَ و بتحقيق نااميد شد مَنْ دَسَّاها كسى كه پوشانيد آن نفس را