بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
770
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
به اين تقدير كه كيف خلقتها و رفعتها و نصبتها و سطحتها تا آنكه مفعول محذوف باشد به اين معنى كه آيا نظر نميكنند بسوى شتر كه چگونه خلقت كردهام آن را و بسوى آسمان كه چگونه برداشتهام آن را و بسوى كوهها كه چگونه نصب كردهام آن را و بسوى زمين كه چه قسم پهن كردهام آن را تا آنكه عبرت گيرند « و فى كتاب الخصال عن ابى حمزة الثمالى عن ابى جعفر عليه السّلام قال : قال امير المؤمنين عليه السّلام جمع الخير كله فى ثلث خصال النظر و السكوت و الكلام فكل نظر ليس فيه اعتبار فهو سهو و كل سكوت ليس فيه فكر فهو غفلة ، و كل كلام ليس فيه ذكر فهو ؟ لغو فطوبى لمن كان نظره عبرا و سكوته فكر او كلامه ذكرا » يعنى حضرت امير عليه السّلام فرمودند كه جمع شده خوبى در سه صفت در نظر و سكوت و كلام پس هر نظرى كه در آن عبرت نباشد سهو است و هر سكوتى كه متضمن فكر در صنايع بدايع الهى نباشد آن غفلت است و هر كلامى كه در آن ذكر خداى تعالى نباشد آن لغو و بىفايده است پس خوشا حال كسى كه نظر او عبرت و سكوت او فكرت و كلام او ذكر وحدت باشد فَذَكِّرْ پس پند ده اى محمد اين گروه را تا آنكه از روى تفكر نظر در دلائل و قدرت ما كنند نه از روى تعصب و عناد إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ جز اين نيست كه تو پند دهندهاى خلايق را و رسانندهاى احكام الهى را لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ اى : بمسلط يعنى نيستى تو بر ايشان مسلط تا جبر كنى ايشان را بايمان و گفتهاند كه نزول اين آيت قبل از امر بجهاد است و آيت جهاد نسخ حكم اين آيت كرده إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ آنان كه قائل بمنسوخيت آيت سابقهاند كلمهء « الا » را استثناء منقطع و بمعنى ليكن گرفتهاند يعنى ليكن هر كه روى بگرداند بعد از پند دادن تو و نگرود بدين حق فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ پس عذاب كند او را خداى تعالى عذابى بزرگتر كه آن عذاب آخرتست و كلمهء « فا » در فيعذبه اللَّه علامت استثناء منقطع است و بعضى كلمهء الا را استثناء متصل ميدانند از ضمير جمع در عليهم و تقدير كلام چنين است كه لست عليهم بمصيطر الا من