بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

756

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

المؤمنين عليه السّلام است و مراد از طارق روحيست كه با ائمه مىباشد و راست ميدارد ايشان را بر اعمال صالحه و هر شب از نزد پروردگار خود پيش ائمه عليهم السلام آيد و ايشان را خبر دهد از آنچه در شب و روز بوقوع خواهد آمد ابو بصير گويد كه گفتم چيست النجم الثاقب ؟ حضرت فرمود كه مراد از آن حضرت رسالت پناهست صلى اللَّه و سلامه عليه و آله پوشيده نماند كه بنا بر ظاهر اينحديث « النجم الثاقب » بيان الطارق نخواهد بود زيرا كه طارق را امام عليه السّلام بر وحى كه با ائمه عليهم السلام ميباشند تفسير كرده مگر آنكه گفته شود كه مراد از حضرت رسالت پناه روحى است كه با آن حضرت ميبوده و اين روح همان طارق است كه با ائمه نيز مىباشد چنانچه در اصول كافى درين باب چند حديث ايراد يافته و ما در سورهء « حم عسق » و در غير آن ذكر كرده‌ايم اللَّه اعلم بحقايق كلمات اوليائه و در كتاب خصال از ابان بن تغلب روايت كرده كه روزى من در خدمت سراسر سعادت حضرت صادق عليه السّلام ميبودم شخصى از اهل يمن بملازمت حضرت آمد و بعد از گفتگوى بسيار حضرت ازو پرسيد كه نزد شما زحل چه نوع ستاره‌ايست ؟ يمانى گفت زحل نزد ما ستاره‌اى نحس است حضرت فرمود اين سخن را مگو زيرا كه زحل ستارهء امير المؤمنين عليه السّلام بلكه ستارهء جميع اوصيا است و آنست النجم الثاقب كه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده درين وقت يمانى پرسيد كه مراد از ثاقب چه چيز است ؟ حضرت فرمود كه زحل در آسمان هفتم است و چون بضوء خود آسمان هفتم را ثقب مىكند تا آنكه ضوء آن به آسمان دنيا ميرسد بنا بر اين حق تعالى آن را بثاقب صفت كرده جواب قسم اينكه إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ نيست هيچ نفسى مگر آنكه باشد او را حفظ كننده و آن فرشته‌ايست كه حفظ او و اعمال و افعال او مىكند بنا برين ترجمه كلمهء ان نافيه است بمعنى ليس و لمّا مشدده بمعنى الا است اى ليس كل نفس الا عليها حافظ و بعضى كه لما را بتخفيف ميم خوانده‌اند كلمهء ما مزيده است و ان مخففه است از مثقله به اين تقدير كه « و انه كل نفس لعليها حافظ » يعنى بدرستى كه