بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

753

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

خود را و در مقام ايذاء و قتل ايشان در آمدند و همه مستأصل گشتند و با وجود آنكه كفار قريش اهلاك سابقين خود را شنيدند معهذا در انكار افزودند و ايمان نياوردند بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ بلكه آنان كه نگرويدند از مشركان قريش ، در دروغ دانستن و باور نداشتن كلام الهىاند وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ و خداى تعالى از وراى ايشان احاطه كننده است اين كلام مستعملست از براى محافظت كسى از جميع جوانب چنانچه فرجهء گريز نداشته باشد « يقال قد احاطه فلان من ورائه اى اخذ عليه مسالكه فلا مهرب منه بوجه من الوجوه » يعنى حق تعالى جميع مسالك و طرق ايشان را مسدود ساخته كه اصلا از عذاب الهى مفرى نخواهند داشت بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ نه چنانست كه كفار قريش گويند كه قرآن سحر و كهانت و يا اساطير اولين است بلكه آن قرآنيست شريف و بزرگوار در حد اعجاز بمرتبه‌ايست كه فصحاى عرب را مقابله با آن ممكن نيست فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ مكتوبست در لوحى نگاه داشته شده است از تغيير و تحريف و يا از ملامسهء شياطين بروايت على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى لوح محفوظ را دو طرفست طرفى متصل بر يمين عرش است و طرفى بر پيشانى اسرافيل پس چون پروردگار عالميان متكلم بوحى شود لوح بر پيشانى اسرافيل مىخورد پس اسرافيل متنبه شده نظر بر لوح مىكند و بعد ازين خبر مىكند جبرئيل را بدانچه در لوح است و در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه روزى جبرئيل نزد پيغمبر نشسته بود نگاه به طرف آسمان كرد و گفت اينست حاجب پروردگار و نزديك‌ترين خلق خداى تعالى ازو و لوح محفوظ ميان دو چشم اسرافيل است از يك دانهء ياقوت سرخ پس چون خداى تعالى متكلم بوحى شود لوح بر جبين اسرافيل مىخورد پس او نظر بلوح مىكند و مىافكند آن وحى را بسوى ما و ما آن وحى را در آسمانها و زمين ميبريم مخفى نماند كه بتقريب ذكر لوح در آخر اين سورهء مباركه آخر ترجمهء آن را بذكر حديثى مزين ميسازيم كه سلسلة الذهب آن باعث آرايش گوش ايمان و پيكر ايقانست « فى امالى الصدوق رضى اللَّه عنه