بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
750
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
گشت و شانزده سال و بيست و شش روز ملك رانى كرد و در ايام سلطنت خود دانيال پيغمبر را بگرفت و از براى هلاك او و اصحاب او چاهى در زمين فرمود كه كندند و ازين جمله زمين را شق نمودند و آتش در آن افروختند و دانيال و اصحاب و شيعيان او را در آن چاه انداختند و در بالاى ايشان نيز آتش ريختند و بقدرت الهى آتش را بر آنها دستى نبود و مانند خليل رب جليل حرارت آتش بر ايشان اثر نكرد و چون ديدند كه آتش ايشان را نميسوزد چاهى ديگر كندند و آن را مملو از سباع و حيوانات درنده كردند و دانيال و شيعيان او را در آن چاه افكندند و ايشان را بگوناگون عذابى معذب ميداشتند تا آنكه حق تعالى پيغمبر خود و اصحاب خود را نجات بخشيد و كافران را هدف تير هلاك و لعنت گردانيد و فرمود قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ يعنى كشته شدند و هلاك گشتند ياران چاهها يعنى يارانى كه براى كشته شدن حضرت دانيال و اصحاب او چاهها در زمين كندند يكى چاه آتش و ديگرى چاه سباع . و در طرق عامه آمده كه اصحاب اخدود ذو نواس يمنى و تابعان اويند كه ذونواس دعوى الوهيت كرد و براى كشتن مؤمنين فرمود در زمين چاهها بكنند و چون چنين كردند آن چاهها را از آتش مملو گردانيدند و اهل ايمان را در آن چاههاى پر آتش مىافكندند و تفصيل اين حكايت در مجمع البيان مذكور است و على بن ابراهيم گويد كه اصحاب اخدود ذو نواس يهوديست كه او آخرين ملك حمير بود و خود را يوسف مىناميد و بواسطهء جنگ عيسويان كه سردار ايشان عبد اللَّه بن نويا « 2 » بود لشكر بنجران كشيد و اهل نجران را بدين يهوديت دعوت كرد و آنها قبول نكردند پس فرمود كه زمين را شق كنيد و چاهها طيار نمائيد پس در آن چاهها آتش افروختند جمع كثيرى از عيوسيان نجران را در آن چاهها افكندند و جمعى را بشمشير كشتند كه عدد مقتولان به آتش و بشمشير به بيست هزار كس كشيده
--> ( 2 ) - سيرهء ابن هشام ج 1 ص 29 : عبد اللَّه بن ثامر - م