بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
705
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى گفتهاند طامه مشتق است از « طم الفرس طميما » يعنى جهد بسيار كرد اسب در جرى و دويدن و مشتق است از طم الماء يعنى مملو گرديد نهر از آب و مراد از طامه داهيه و حادثهء عظيمه است و معنى آيت اينست كه پس چون بيايد حادثهاى كه بزرگتر از جميع حوادثست در كتاب كمال الدين و تمام النعمة از نزار بن ساره روايت كرده كه من از حضرت امير المؤمنين عليه السلام سؤال از طامة الكبرى كردم حضرت فرمود مراد از طامة الكبرى خروج دابة الارض است نزد صفا و با دابة الارض است عصاء موسى و خاتم سليمان و به آن خاتم وجوه مؤمن و كافر را نشان مىكند و در روى مؤمن چنان نشان مىشود كه « هذا مؤمن حقا » و در روى كافر چنين كه « هذا كافر حقا » و مؤمن ندا كند كه « الويل لك حقا يا كافر » و كافر ندا كند كه « طوبى لك يا مؤمن وددت انى كنت مثلك فافوز فوزا عظيما » يعنى خوش باد مر تو را اى مؤمن دوست دارم اينكه من نيز مانند تو بودمى تا رستگارى يافتمى رستكارى بزرگ و بعد از اين به حكم الهى دابة الارض سر بردارد و جميع مردمانى كه در مشرق و مغربند به بيند و اين ظهور دابه بعد از طوع آفتاب است از مغرب و درين وقت توبه نفع ندارد و « لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها » « 1 » پس حضرت امير - المؤمنين عليه السّلام فرمود كه حقايق بعد ازين را از من سؤال مكنيد كه من عهد كردهام با حبيب خود حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله كه احوال بعد ازين را به غير از عترت طاهرهء خود به كسى ديگر نگويم پوشيده نماند كه در احاديث متكرر الورود است كه مراد از دابة الارض حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است و عصاى موسى و خاتم سليمان با او و با
--> ( 1 ) - س 7 : انعام ، ى 158