بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

689

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

اشارت است بر اشديت وعيد ثانى و بعد ازين در مقام تذكير آنچه ديده‌اند از عجايب صنائع الهى و بدائع مخلوقات ربانى ميفرمايد كه أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً آيا نگردانيده‌ايم ما زمين را فرشى گسترده تا شما در آن قرار گيريد وَ الْجِبالَ أَوْتاداً و آيا نگردانيده‌ايم كوه‌ها را ميخ‌هاى زمين تا بدان استوار گردد و متحرك نشود وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً و آفريده‌ايم شما را دو صنف ذكور و اناث تا نسل شما باقى بماند وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً و گردانيديم ما خواب شما را راحت ابدان شما زيرا كه سبات از سبت بمعنى قطع است و مراد اينجا قطع تعب است بوسيلهء ازالهء احساس ناملايم و حركات شاقه و قطع تعب لازم دارد راحت ابدان را وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً و گردانيده‌ايم شب را پوششى تا آنكه روز را بپوشاند چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه « وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً اى يلبس النهار » و يا آنكه گردانيديم روز را وقت طلب معيشت هر مخلوقى وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً و بنا كرديم بر بالاى سر شما هفت آسمان محكم و استوار را كه از مرور دهور آسيبى و آفتى به آنها نرسد وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً و گردانيده‌ايم ما در آسمان چراغى در غايت حرارت كه مراد از آن آفتاب نورانيست بنا بر اول وهاج مشتق از وهجت النار اذا اضاءت است و بنا بر ثانى از وهج بمعنى حرارت وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً و فرو فرستاديم از ابرها آبى بغايت ريزان لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً تا آنكه بيرون آوريم از آن آب دانه و گياه را و مراد از حب گندم و جو و برنج و ماش و امثال آنهاست وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً و بوستانهايى كه درهم پيچيده است درختان آن صاحب كشاف گفته كه الفاف جمعى است كه واحد ندارد و بعضى اثبات واحد براى آن كرده‌اند چنانچه اخفش و كسايى گفته‌اند كه واحد آن لف بكسر لامست و قفّال نقل كرده كه واحد الفاف لفيف است مانند شريف و اشراف و بعد از ذكر بعضى از صنايع و بدايع امور دنيوى كه دلالت بر قدرت كاملهء الهى دارند و دليل‌اند بر اينكه چنانچه خداى تعالى قادر بر انشاء عباد است قادر بر