بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

592

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و فوت ايشان بر مردم شاق آمد و ازينجهت بفرياد و فغان آمدند درين وقت ابليس پر تلبيس فرصت را غنيمت دانسته به آن قوم گفت كه بفرمائيد كه سنگ را بصور و اشباح آنها بتراشند و به آن صور انس گيريد و عبادت خداى تعالى كنيد پس ابليس به اين حيله و تلبيس اصنامى چند براى ايشان مهيا و آماده گردانيد و آن قوم تا در قيد حياة بودند نظر به آن اصنام ميكردند و دلهاى خود را به آن صور اطمينان مىبخشيدند و عبادت معبود حقيقى ميكردند و در وقت نزول باران آن اصنام و اشباح را در خانه‌ها وضع ميكردند و حال ايشان اينچنين بود تا آنكه همه فوت شدند و قرنى از ايشان بگذشت پس اولاد ايشان چون در خانه‌ها آن اصنام را ديدند گفتند پدران ما اين اصنام را مىپرستيدند و عبادت اينها ميكردند و بروايت على بن ابراهيم چنين است كه ابليس نزد ايشان آمده گفت اين اصنام آلههء آباء شما بودند و پدران شما عبادت آنها ميكردند پس اينجماعت بعبادت اصنام مشغول گشتند تا زمان نوح عليه السّلام از اينست كه حق تعالى فرموده « وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً » وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً و بتحقيق اين رؤساء قوم و اغنياء ايشان گمراه كردند بسيارى از مردم را و بعد ازين حضرت نوح عليه السّلام در مقام نفرين ايشان در آمده فرمود وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا اى الا هلاكا و تدميرا چنانچه على بن ابراهيم تصريح كرده يعنى و زياده مكن بر ستمكاران مگر هلاك و عقاب را و بعضى را اعتقاد اينست كه مراد از ضلال تحير ايشانست و منع حفظ و لطف و توفيق از ايشان قاضى ناصر الدين گفته كه « وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ » معطوفست بر « رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي » بنا برين تقدير آيه چنين است كه « قال نوح لا تزد الظالمين الا ضلالا » و محلى گفته كه معطوفست بر قد اضلوا و مآل هر دو بر يك معنى برميگردد ليكن عطف بر اقرب اوليست مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ اى من اجل خطيئاتهم أُغْرِقُوا يعنى اين قوم بواسطهء گناهان خود افكنده شدند در ميان آب و بطوفان هلاك گرديدند در دار دنيا فَأُدْخِلُوا ناراً پس از راه آب در آورده شدند در آخرت به آتش دوزخ تنكير نار يا اشارت بر تعظيم آنست و يا تنبيه بر اينكه ( ج 4 : 37 )