بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

541

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

در ركنى از اركان عرش گذاشت و از آنجا ملائكه نسخهء اعمال خلايق را بر ميدارند چنانچه حق تعالى فرمود كه : إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ « 1 » و ظاهر است كه انتساخ بدون نسخهء اصل معنى ندارد بنا برين معنى آيه اينست كه قسم به مداد و بقلم و به آنچه حفظه مينويسند و نسخه برميدارند از نسخهء كل « و فى كتاب الخصال عن ابى جعفر عليه السّلام قال ان لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله عشرة اسماء خمسة فى القرآن و خمسة ليست فى القرآن فاما التي فى القرآن فمحمد و احمد و عبد اللَّه و يس و نون » بنا برين معنى آيه چنين است كه قسم به محمد و بقلم و به آنچه نوشته مىشود جواب قسم است كه ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ گفته‌اند كه بنعمت ربك در محل نصب است تا حال باشد و تقدير كلام چنين است كه ما انت بمجنون منعما عليك ربك بالنبوة يعنى قسم به اين امور كه نيستى تو اى محمد ديوانه حالكونى كه نعمت نبوت دهنده باشد بر تو پروردگار تو يعنى نبوت و رسالت مانع اينست كه تو مجنون باشى چنانچه كافران تو را بجنون نسبت ميكنند و ميگويند : « يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ » « 2 » و بعضى معنى آيه را چنين گفته‌اند كه نيستى تو اى محمد بسبب انعام رب تو بر تو كه آن نبوت و غير آنست ديوانه وَ إِنَّ لَكَ و بدرستى كه مر تو راست براى تحمل اعباء نبوت لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ هر آينه مزدى و ثوابى غير منقطع يا مزدى كه احدى را بر تو منتى نباشد چه آن را حق تعالى بدون وساطت كسى به تو داده وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و بدرستى كه تو هر آينه بر خلق بزرگى كه مانند آن كسى ديگر را نيست زيرا كه تو تحمل ميكنى از قوم خود چيزى چند را كه غيرى را تاب تحمل آن نيست « فى عيون اخبار الرضا قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله ما من شىء في الميران اثقل من حسن الخلق . و فى تفسير على بن ابراهيم عن ابى جعفر عليه السّلام فى قوله : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ يقول اى على دين عظيم » فَسَتُبْصِرُ پس زود باشد كه ببينى تو اى محمد وَ يُبْصِرُونَ و ببينند

--> ( 1 ) - س 45 : جاثيه ، ى 29 ( 2 ) - س 15 : حجر ، ى 6