بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
25
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ و هر آينه بتحقيق داديم ما موسى را كتاب تورية فَاخْتُلِفَ فِيهِ پس اختلاف كرده شد در آن يعنى بعضى بسمع قبول تلقى آن نمودند و برخى تكذيب آن كردند چنانچه قوم تو اى محمد چنين كردند در باب قرآن وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ و اگر نبودى كلمهاى كه پيشى گرفته است از نزد پروردگار تو كه آن مهلت دادن كفار قوم تو است لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ هر آينه حكم كرده شدى ميان ايشان بتعجيل عذاب و همگى مستأصل مىگشتند . ازينست كه حق تعالى فرموده : وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ و بدرستى كه مشركين عرب هر آينه در گمانند از حقيقت قرآن مُرِيبٍ كمانى مضطرب سازنده مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ هر كه بكند كارى نيكو پس منفعت آن براى نفس اوست وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها و هر كه كار بد كند پس و بال آن بروست نه بر ديگرى وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ و نيست پروردگار تو ستم كننده مر بندگان خود را كه بدون آنكه كار بدى بكنند آنها را عقاب بكند و بگناه غيرى كسى را مؤاخذه نمايد صاحب مجمع البيان رحمه اللَّه تعالى گفته كه نفى ظلّام بصيغهء مبالغه كه به معنى بسيار ظلم كننده است با آنكه حق تعالى مثقال ذرة ظلم نميكند به جهت آنست كه هر چند كسى اندك ظلمى كند و عالم باشد بر قبح آن و غنى باشد از آن بيقين او ظلّام خواهد بود . و چون حق سبحانه و تعالى عالم بر قبح ظلم و مستغنى از آن بل از همه چيز است لهذا فرمود كه رب شما ظلّام نيست كه قبح آن را دانسته و مستغنى از آن بوده ارتكاب آن نمايد و وجوه ديگر نيز درين باب گفتهاند . إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ بسوى خداى تعالى باز گردانيده شود دانستن وقوع