بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

484

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بسوى قبول ولايت و امامت امير المؤمنين عليه السّلام تا پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و إله براى شما طلب آمرزش كند پيچانيدند ايشان سرهاى خود را و مىبينى كه ايشان منع ميكنند مردم را از قبول ولايت امير المؤمنين عليه السّلام بر حالى كه ايشان بغايت تكبر كننده‌اند بر امير المؤمنين عليه السّلام و بعد ازين امام فرمودند كه مراد از فاسقين آنانند كه ظلم بر وصى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله كنند و خلافت را كه حق طلق اوست غصب نمايند هُمُ الَّذِينَ اين منافقين آنانند كه يَقُولُونَ ميگويند مر انصار را كه لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ نفقه مدهيد بر كسانى كه نزد رسول خداى تعالى باشند از فقراء مهاجرين حَتَّى يَنْفَضُّوا تا آنكه متفرق شوند از پيش پيغمبر به جهت گرسنگى و برهنگى وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و حال آنكه نزد خداى تعالى است خزينه‌هاى آسمانها و زمين و بر طبق مصلحت ابواب روزى را براى بندگان خود ميگشايد اگر چه اهل نفاق منع انفاق كنند وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ و لكن منافقين به جهت فرط عناد نميفهمند كه رازق حقيقى اوست و بس حق تعالى و تقدس يَقُولُونَ ميگويند منافقان لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ اگر باز كرديم ما ازين غزوهء بنى المصطلق بسوى مدينه لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ هر آينه بيرون كند عزيزتر از اهل مدينه خوارتر را اراده كرده‌اند منافقان از اعزّ نفوس خسيسهء خبيثهء خود را و از اذل نفس شريف مقدس حضرت رسالت پناه را صلى اللَّه عليه و آله به اين معنى كه چون ما بمدينه رجوع كنيم هر آينه بيرون ميكنيم از مدينه محمد صلّى اللَّه عليه و إله را پس حق تعالى رد قول ايشان نموده فرمود وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ و مر خداى تعالى راست عزت و مر رسول او را و مر مؤمنين باخلاص را ، و چون عزت رسول و مؤمنين از جهت عزت خداى تعالى است ازينست كه در آيهء ديگر فرموده : فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً « 1 » وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ و ليكن منافقان بواسطهء فرط جهالت و ضلالت نميدانند اين معنى را بنا برين خود را

--> ( 1 ) - س 35 : فاطر ، ى 10