بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

480

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

نكنيد تا آنكه امروز بدين گونه زبون ايشان شويد و بعد ازين گفت « لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ » و زيد بن ارقم اين ماجرا را بسمع مبارك حضرت رسانيد و بعد از مبالغهء حضرت در باب اين سخن كه شايد از ابن ابى سرنزده باشد زيد بر صدق قول خود قسم ياد كرد پس آن جناب در غير وقت معهود كه هوا در غايت حرارت و گرمى بود شقران غلام خود را حكم بارتحال نمود درين وقت ابن ابى منافق به خدمت حضرت آمده قسم ياد كرد كه اين سخن را من نگفته‌ام و گفت كه « انى لأشهد ان لا إله الا اللَّه و انك لرسول اللَّه » و بعد از اين خزرجيان كه ابن ابى رئيس ايشان بود به ملامت و شتم زيد بن ارقم برخواستند و گفتند كذبت على عبد اللَّه سيدنا و زيد بن ارقم در مقام مناجات با كريم مجيب الدعوات در آمده گفت « اللهم انك لتعلم انى لم اكذب على عبد اللَّه بن ابى » و درين اثنا علامت وحى بر پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله ظاهر شد و به جهت تصديق زيد بن ارقم و تكذيب ابن ابى حق تعالى خطاب برسول خود كرده فرمود كه چون بيايند نزد تو منافقان يعنى عبد اللَّه بن ابى و احزاب و اشياع او قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ گويند گواهى ميدهيم ما بدرستى كه تو هر آينه فرستادهء خدايى وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و خدا ميداند و گواهى ميدهد إِنَّكَ لَرَسُولُهُ بدرستى كه تو هر آينه فرستادهء خدايى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ و خداى تعالى گواهى ميدهد بدرستى كه منافقان هر آينه دروغ گويانند در اقوال و اشهاد خود به جهت عدم موافقت آنچه به زبان مىآرند با آنچه در دلهاى ايشان جا گرفته اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فرا گرفتند اين منافقين دروغ‌هاى خود را سپرى يعنى آن را وقايهء جان و مال خود ساختند كه تا بسبب آن از قتل و غارت ايمن شوند فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ پس بازداشتند عوام قوم خود را بالقاء كلمات واهيه از اتباع راه حق تعالى كه آن دين اسلام است أَيْمانَهُمْ بدرستى كه ايشان ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ بدست آنچه بودند ايشان كه مىكردند از نفاق و قسم دروغ ذلِكَ اين سوء عمل ايشان بِأَنَّهُمْ آمَنُوا بسبب آنست كه ايشان ايمان آوردند بحسب ظاهر و ( ج 4 : 30 )