بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
475
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
صلاة در اينجا ، صلاة غير مشهوره نيست مخفى نماند كه بنا بزعم بعضى لازم نيست كه حمل صلاة درين آيه بر صلاة خمسهء مفروضه كنند زيرا كه محتملست كه مراد دو ركعت نماز جمعه باشد ليكن سعى در آن موقوف باشد بشروطى چند كه از جملهء آن حضور معصومست و انتزاع آن شروط از اخبار ائمهء اخيار عليهم السلام كنند چنانچه كتب فقيههء اصحاب مشتمل بر آنست اللَّه اعلم بحقايق الاحوال وَ ذَرُوا الْبَيْعَ و واگذاريد خريد و فروخت را ظاهر ازين آيه نهى در خصوص بيع است و ملا احمد اردبيلى گفته كه « لا ينبغى التعدى الى ساير ما يشبهه لانه قياس ممنوع من غير ظهور العلة مع مخالفته الاصل » و بعضى گفتهاند كه حكم بيع در جميع عقود تعديت كرده زيرا كه تخصيص بيع بذكر بواسطهء آنست كه بيع در تحصيل معاش اتم و اشهر است ميان مردم و ايضا ملا احمد رحمه اللَّه تعالى فرموده كه تحريم بيع و شرا تعبديست نه آنكه جمع ميان بيع و شر او رفتن براى نماز ممكن نيست زيرا كه امكان جمع ميان هر دو ظاهر است و خلاف است در اينكه اگر بيعى واقع شود منعقد مىشود يا نه و ميتوان گفت كه چون اصل عدم انتقال مال است مگر بدليلى و مجرد بيع حرام كه مرضى خداى تعالى نباشد دليل آن نمىشود بايد كه منعقد نگردد و بعضى گفتهاند كه چون نهى در معاملات دلالت بر فساد نميكند بايد كه منعقد شود اللَّه اعلم ذلِكُمْ اين سعى كردن بجانب ذكر خداى تعالى و ترك بيع كه براى شما ذكر كرديم خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ بهتر است مر شما را از عدم سعى و وجود بيع اگر باشيد شما كه ميدانسته باشيد نيك و بد را « و فى الكافى عن ابى جعفر عليه السّلام قال له رجل كيف سميت الجمعة جمعة ؟ قال ان اللَّه عز و جل جمع فيها خلقه لولاية محمد و وصيه فى الميثاق فسماه يوم الجمعة لجمعه فيه خلقه » يعنى شخصى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام پرسيد كه چرا روز جمعه را جمعه نام گذاشتهاند ؟ حضرت فرمود كه حقتعالى جمع كرد خلق خود را بولايت محمد و وصى