بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

456

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

اما مراد در اينجا بمعنى رفتن است و مراد از شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ احد من ازواجكم است چنانچه در بعض قراءت احد من ازواجكم واقع شده و تعبير از أحد بشىء تنبيه بر تحقير زنيست كه بميان كافران رود چنانچه گويا از ذوى العقول نيست يعنى و اگر برود از شما اى مؤمنان يكى از زنان شما بسوى كافران فَعاقَبْتُمْ پس چون از پى در آئيد كافران را و جنك كنيد با ايشان و غنيمت بگيريد فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ پس بدهيد بمسلمانانى كه زنان ايشان رفته‌اند بسوى كافران مِثْلَ ما أَنْفَقُوا مانند آنچه داده‌اند مسلمانان به آن زنان به حساب مهر وقتى كه كافران مهر آن زنان را بشوهران مسلم ايشان نداده باشند پس ازين آيه بنا برين ترجمه معلوم شد هر گاه زن شخصى از اهل اسلام بدار كفر رود و مرتد شود و كافران اداء مهر او به شوهر مسلمان او نكنند بايد كه با آن كافران جنگ كنند كه حق تعالى ظفر نصيب كند و غنيمت آن كفار بدست مسلمانان آيد و از آن غنيمت مهر آن زن را به شوهر مسلمان بدهند نه از غنائم ديگر على بن ابراهيم عليه الرحمه گفته كه آيهء فان فاتكم تا آخر اين معنى دارد كه اگر زن مسلمان لاحق شود بكافرانى كه ميان شما و ميان ايشان عهدى و پيمانى نبوده و شما از آن كافران غنيمت بدست آورده باشيد بايد كه شما از آن غنيمت مهر آن زن را به شوهر مسلمان او بدهيد و بعد ازين گفته كه سبب نزول آيهء فان فاتكم اينست كه فاطمه بنت ابى امية بن المغيره زن عمر خطاب بوده و آن زن هجرت با او را مكروه داشته در مكه با مشركين اقامت نمود پس معوية بن ابى سفيان او را خواستگارى كرد بعد ازين خداى تعالى پيغمبر خود را امر كرد كه مثل مهر آن زن را بعمر بن خطاب بدهد و در علل الشرائع روايت كرده كه از حضرت صادقين عليهما السلام تفسير فعاقبتم را پرسيدند در جواب فرمودند كه اينست كه هر گاه زنى از مسلمان بدار كفر رود و آن مسلمان معاقبه كند يعنى در عقب آن زن ديگر را بخواهد پس بر امام زمانست كه مهر آن زن